沙姆斯集 嘎扎勒 836 诗联 7 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۸۳۶

  1. ور ز خوان کرم و نعمت تو زنده گردد دو سه مهمان چه شود

G836:7

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود·ور نکوبی در هجران چه شود
  2. 2 ور بیاری شبکی روز آری·از برای دل یاران چه شود
  3. 3 ور دو دیده ز تو روشن گردد·کوری دیده شیطان چه شود
  4. 4 ور بگیرد ز گل افشانی تو·همه عالم گل و ریحان چه شود
  5. 5 آب حیوان که در آن تاریکیست·پر شود شهر و بیابان چه شود
  6. 6 ور خضروار قلاووز شوی·تا لب چشمه حیوان چه شود
  7. 7 ور ز خوان کرم و نعمت تو·زنده گردد دو سه مهمان چه شود
  8. 8 ور ز دلداری و جان بخشی تو·جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود
  9. 9 ور سواره سوی میدان آیی·تا شود سینه چو میدان چه شود
  10. 10 روی چون ماهت اگر بنمایی·تا رود زهره به میزان چه شود
  11. 11 ور بریزی قدحی مالامال·بر سر وقت خماران چه شود
  12. 12 ور بپوشیم یکی خلعت نو·ما غلامان ز تو سلطان چه شود
  13. 13 ور چو موسی تو بگیری چوبی·تا شود چوب چو ثعبان چه شود
  14. 14 ور برآری ز تک دریا گرد·چو کف موسی عمران چه شود
  15. 15 ور سلیمان بر موران آید·تا شود مور سلیمان چه شود
  16. 16 بس کن و جمع کن و خامش باش·گر نگویی تو پریشان چه شود

ganjoor: sh836 · public domain