Divan-e Shams› Ghazal 839 ← previous · next →
Divan-e Shams · G839 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۸۳۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G839:1 خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشدیا غیر خاک پایش کس دستگیر باشد
- G839:2 گیرم کز او بگردی شاه و امیر و فردیناچار مرگ روزی بر تو امیر باشد
- G839:3 گر فاضلی و فردی آب خضر نخوردیهر کو نخورد آبش در مرگ اسیر باشد
- G839:4 ای پیر جان فطرت پیر عیان نه فکرتپیری نه کز قدیدی مویش چو شیر باشد
- G839:5 پیری مکن بر آن کس کز مکر و از فضولیخواهد که بازگونه بر پیر پیر باشد
- G839:6 پیری بر آن کسی کن کو مرده تو باشدپیش جلالت تو خوار و حقیر باشد
- G839:7 چون موی ابروی را وهمش هلال بیندبر چشمش آفتابت کی مستدیر باشد
- G839:8 آن کس که از تکبر مالد سبال خود رااز نور کبریایی چون مستنیر باشد
- G839:9 عرضه گری رها کن ای خواجه خویش لا کنتا ذره وجودت شمس منیر باشد
- G839:10 جلوه مکن جمالت مگشای پر و بالتتا با پر خدایی جان مستطیر باشد
- G839:11 بربند پنج حس را زین سیلهای تیرهتا عقل کل ز شش سو بر تو مطیر باشد
- G839:12 بی آن خمیرمایه گر تو خمیر تن راصد سال گرم داری نانش فطیر باشد
- G839:13 گر قاب قوس خواهی دل راست کن چو تیریدر قوس او درآید کو همچو تیر باشد
- G839:14 خاموش اگر توانی بیحرف گو معانیتا بر بساط گفتن حاکم ضمیر باشد
ganjoor: sh839 · public domain