Divan-e Shams Ghazal 863 ← previous · next →

Divan-e Shams · G863 · 19 beyts

غزل شمارهٔ ۸۶۳

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G863:1 آتش پریر گفت نهانی به گوش دودکز من نمی‌شکیبد و با من خوش است عود
  2. G863:2 قدر من او شناسد و شکر من او کندکاندر فنای خویش بدیدست عود سود
  3. G863:3 سر تا به پای عود گره بود بند بنداندر گشایش عدم آن عقدها گشود
  4. G863:4 ای یار شعله خوار من اهلا و مرحباای فانی و شهید من و مفخر شهود
  5. G863:5 بنگر که آسمان و زمین رهن هستی انداندر عدم گریز از این کور و زان کبود
  6. G863:6 هر جان که می‌گریزد از فقر و نیستینحسی بود گریزان از دولت و سعود
  7. G863:7 بی محو کس ز لوح عدم مستفید نیستصلحی فکن میان من و محو ای ودود
  8. G863:8 آن خاک تیره تا نشد از خویشتن فنانی در فزایش آمد و نی رست از رکود
  9. G863:9 تا نطفه نطفه بود و نشد محو از منینی قد سرو یافت نه زیبایی خدود
  10. G863:10 در معده چون بسوزد آن نان و نان خورشآن گاه عقل و جان شود و حسرت حسود
  11. G863:11 سنگ سیاه تا نشد از خویشتن فنانی زر و نقره گشت و نی ره یافت در نقود
  12. G863:12 خواریست و بندگیست پس آنگه شهنشهیستاندر نماز قامه بود آنگهی قعود
  13. G863:13 عمری بیازمودی هستی خویش رایک بار نیستی را هم باید آزمود
  14. G863:14 طاق و طرنب فقر و فنا هم گزاف نیستهر جا که دود آمد بی‌آتشی نبود
  15. G863:15 گر نیست عشق را سر ما و هوای ماچون از گزافه او دل و دستار ما ربود
  16. G863:16 عشق آمدست و گوش کشانمان همی‌کشدهر صبح سوی مکتب یوفون بالعهود
  17. G863:17 از چشم مؤمن آب ندم می‌کند روانتا سینه را بشوید از کینه و جحود
  18. G863:18 تو خفته‌ای و آب خضر بر تو می‌زندکز خواب برجه و بستان ساغر خلود
  19. G863:19 باقیش عشق گوید با تو نهان ز منز اصحاب کهف باش هم ایقاظ و رقود

ganjoor: sh863 · public domain