Divan-e Shams› Ghazal 864› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۶۴
- اشکوفه برگ ساخته نهر نثار شاه کاندر بهار شاه به ایثار میرود
G864:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 بلبل نگر که جانب گلزار میرود·گلگونه بین که بر رخ گلنار میرود
- 2 میوه تمام گشته و بیرون شده ز خویش·منصوروار خوش به سر دار میرود
- 3 اشکوفه برگ ساخته نهر نثار شاه·کاندر بهار شاه به ایثار میرود
- 4 آن لالهای چو راهب دل سوخته بدرد·در خون دیده غرق به کهسار میرود
- 5 نه ماه خار کرد فغان در وفای گل·گل آن وفا چو دید سوی خار میرود
- 6 ماندست چشم نرگس حیران به گرد باغ·کاین جا حدیث دیده و دیدار میرود
- 7 آب حیات گشته روان در بن درخت·چون آتشی که در دل احرار میرود
- 8 هر گلرخی که بود ز سرما اسیر خاک·بر عشق گرمدار به بازار میرود
- 9 اندر بهار وحی خدا درس عام گفت·بنوشت باغ و مرغ به تکرار میرود
- 10 این طالبان علم که تحصیل کردهاند·هر یک گرفته خلعت و ادرار میرود
- 11 گویی بهار گفت که الله مشتریست·گل جندره زده به خریدار میرود
- 12 گل از درون دل دم رحمان فزون شنید·زودتر ز جمله بیدل و دستار میرود
- 13 دل در بهار بیند هر شاخ جفت یار·یاد آورد ز وصل و سوی یار میرود
- 14 ای دل تو مفلسی و خریدار گوهری·آن جا حدیث زر به خروار میرود
- 15 نی نی حدیث زر به خروار کی کنند·کان جا حدیث جان به انبار میرود
- 16 این نفس مطمئنه خموشی غذای اوست·وین نفس ناطقه سوی گفتار میرود
ganjoor: sh864 · public domain