دیوان شمس غزل ۸۶۶ بیت ۳ → قبلی · بعدی ←

دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۸۶۶

  1. وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم او کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد

G866:3

به زبانِ تو

هنوز برگردانی به زبان تو ساخته نشده — برای کلِ غزل یک‌جا ساخته می‌شود:

شرحِ این بیت

هنوز نوشته نشده — خوانشی نزدیک از این بیت در دلِ غزلش:

متنِ کاملِ غزل ↗

  1. 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد·در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد
  2. 2 چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم·زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد
  3. 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم او·کان چشمشان بصارت نو از چه راه داد
  4. 4 گفتم به آسمان که چنین ماه دیده‌ای·سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد
  5. 5 اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا·دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد

ganjoor: sh866 · public domain