Divan-e Shams› Ghazal 879 ← previous · next →
Divan-e Shams · G879 · 16 beyts
غزل شمارهٔ ۸۷۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G879:1 صبح آمد و صحیفه مصقول برکشیدوز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
- G879:2 صوفیِ چرخ خرقه و شال کبود خویشتا جایگاه ناف به عمدا فرودرید
- G879:3 رومی روز بعد هزیمت چو دست یافتاز تختِ مُلک زنگیِ شب را فروکشید
- G879:4 زانسو که تُرک شادی و هندوی غم رسیدآمد شدیست دایم و راهیست ناپدید
- G879:5 یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریختناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید
- G879:6 زین راه نابدید معما کی بو بردآنکه از شراب عشق ازل خورد یا چشید
- G879:7 حیران شدهست شب که کی رویش سیاه کردحیران شدهست روز که خوبش که آفرید
- G879:8 حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاهنیمی دگر چرنده شد و زان همیچرید
- G879:9 نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنینیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید
- G879:10 شب مرد و زنده گشت حیات است بعد مرگای غم بکش مرا که حسینم، توی یزید
- G879:11 گوهر مزاد کرد که «این را کی میخرد؟»کس را بها نبود همو خود ز خود خرید
- G879:12 امروز ساقیا همه مهمان تو شدیمهر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید
- G879:13 درده ز جام باده که یسقون من رحیقکهاندیشه را نبرد جز عشرت جدید
- G879:14 رندان تشنهدل چو به اسراف میخورندخود را چو گم کنند، بیابند آن کلید
- G879:15 پهلوی خُم وحدت بگرفتهای مقامبا نوح و لوط و کرخی و شبلی و بایزید
- G879:16 خاموش کن که جان ز فرح بالمیزندتا آن شراب در سر و رگهای جان دوید
ganjoor: sh879 · public domain