Divan-e Shams› Ghazal 887 ← previous · next →
Divan-e Shams · G887 · 15 beyts
غزل شمارهٔ ۸۸۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G887:1 روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بودجان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود
- G887:2 قاصد ره داد شیر ور نه که باور کنداین چه که روباه لنگ دنبه ز شیری ربود
- G887:3 گفت که گرگی بخورد یوسف یعقوب راشیر فلک هم بر او پنجه نیارد گشود
- G887:4 هر نفس الهام حق حارس دلهای ماستاز دل ما کی برد میمنه دیو حسود
- G887:5 دست حق آمد دراز با کف حق کژ مبازدر ره حق هر که کاشت دانهٔ جو، جو درود
- G887:6 هر که تو را کرد خوار رو به خدایش سپارهر کی بترساندت روی به حق آر زود
- G887:7 غصه و ترس و بلا هست کمند خداگوش کشان آردت رنج به درگاه جود
- G887:8 یارب و یارب کنان روی سوی آسمانآب ز دیده روان بر رخ زردت چو رود
- G887:9 سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خرابصبح گشاده نقاب ذلک یوم الخلود
- G887:10 گر سر فرعون را درد بدی و بلالاف خدایی کجا دردهدی آن عنود
- G887:11 چون دم غرقش رسید گفت اقل العبیدکفر شد ایمان و دید چونک بلا رو نمود
- G887:12 رنج ز تن برمدار در تک نیلش درآرتا تن فرعون وار پاک شود از جحود
- G887:13 نفس به مصرست امیر در تک نیلست اسیرباش بر او جبرئیل دود برآور ز عود
- G887:14 عود بخیلست او بو نرساند به توراز نخواهد گشا تا نکشد نار و دود
- G887:15 مفخر تبریز گفت شمس حق و دین نهفترو ترش از توست عشق سرکه نشاید فزود
ganjoor: sh887 · public domain