Divan-e Shams Ghazal 887 Beyt 5 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۸۷

  1. دست حق آمد دراز با کف حق کژ مباز در ره حق هر که کاشت دانهٔ جو، جو درود

G887:5

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود·جان نبرد خود ز شیر روبه کور و کبود
  2. 2 قاصد ره داد شیر ور نه که باور کند·این چه که روباه لنگ دنبه ز شیری ربود
  3. 3 گفت که گرگی بخورد یوسف یعقوب را·شیر فلک هم بر او پنجه نیارد گشود
  4. 4 هر نفس الهام حق حارس دل‌های ماست·از دل ما کی برد میمنه دیو حسود
  5. 5 دست حق آمد دراز با کف حق کژ مباز·در ره حق هر که کاشت دانهٔ جو، جو درود
  6. 6 هر که تو را کرد خوار رو به خدایش سپار·هر کی بترساندت روی به حق آر زود
  7. 7 غصه و ترس و بلا هست کمند خدا·گوش کشان آردت رنج به درگاه جود
  8. 8 یارب و یارب کنان روی سوی آسمان·آب ز دیده روان بر رخ زردت چو رود
  9. 9 سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خراب·صبح گشاده نقاب ذلک یوم الخلود
  10. 10 گر سر فرعون را درد بدی و بلا·لاف خدایی کجا دردهدی آن عنود
  11. 11 چون دم غرقش رسید گفت اقل العبید·کفر شد ایمان و دید چونک بلا رو نمود
  12. 12 رنج ز تن برمدار در تک نیلش درآر·تا تن فرعون وار پاک شود از جحود
  13. 13 نفس به مصرست امیر در تک نیلست اسیر·باش بر او جبرئیل دود برآور ز عود
  14. 14 عود بخیلست او بو نرساند به تو·راز نخواهد گشا تا نکشد نار و دود
  15. 15 مفخر تبریز گفت شمس حق و دین نهفت·رو ترش از توست عشق سرکه نشاید فزود

ganjoor: sh887 · public domain