Divan-e Shams› Ghazal 899› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۸۹۹
- از جهت من چه دیگ میپزد آن یار راتبه میر پخته کار نه این بود
G899:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 یار مرا عارض و عذار نه این بود·باغ مرا نخل و برگ و بار نه این بود
- 2 عهدشکن گشتهاند خاصه و عامه·قاعده اهل این دیار نه این بود
- 3 روح در این غار غوره وار ترش چیست·پرورش و عهد یار غار نه این بود
- 4 سیل غم بیشمار بار و خرم برد·طمع من از یار بردبار نه این بود
- 5 از جهت من چه دیگ میپزد آن یار·راتبه میر پخته کار نه این بود
- 6 دام نهان کرد و دانه ریخت به پیشم·کینه نهان داشت و آشکار نه این بود
- 7 ناصح من کژ نهاد و برد ز راهم·شرط امینی و مستشار نه این بود
- 8 در چمن عیش خار از چه شکفتهست·منبت آن شهره نوبهار نه این بود
- 9 شحنه شد آن دزد من ببست دو دستم·سایسی و عدل شهریار نه این بود
- 10 مهل ندادی که عذر خویش بگویم·خوی چو تو کوه باوقار نه این بود
- 11 میرسدم بوی خون ز گفت درشتش·رایحه ناف مشکبار نه این بود
- 12 نوش تو را ذوق و طعم و لطف نه این بود·وان شتر مست خوش عیار نه این بود
- 13 پیش شه افغان کنم ز خدعه قلاب·زر من آن نقد خوش عیار نه این بود
- 14 شاه چو دریا خزینهاش همه گوهر·لیک شهم را خزینه دار نه این بود
- 15 بس که گلهست این نثار و جمله شکایت·شاه شکور مرا نثار نه این بود
ganjoor: sh899 · public domain