Divan-e Shams› Ghazal 914 ← previous · next →
Divan-e Shams · G914 · 48 beyts
غزل شمارهٔ ۹۱۴
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G914:1 ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجودتو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
- G914:2 شنودهام که بسی خلق جان بداد و بمردز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
- G914:3 شها نوای تو برعکس بانگ داوودستکز آن بمرد و از این زنده میشود موجود
- G914:4 ز حلق نیست نوایت ولیک حلقه رباستهزار حلقه ربا را چو حلقه او بربود
- G914:5 دلا تو راست بگو دوش می کجا خوردیکه از پگاه تو امروز مولعی به سرود
- G914:6 سرود و بانگ تو زان رو گشاد میآردکه آن ز روح معلاست نی ز جسم فرود
- G914:7 چو بند جسم نگشتی گشاد جان دیدیکه هر که تخم نکو کشت دخل بد ندرود
- G914:8 یقین که بوی گل فقر از گلستانیستمرود هیچ کسی دید بیدرخت مرود
- G914:9 خنک کسی که چو بو برد بوی او را بردخنک کسی که گشادی بیافت چشم گشود
- G914:10 خنک کسی که از این بوی کرته یوسفدلش چو دیده یعقوب خسته واشد زود
- G914:11 ز ناسپاسی ما بسته است روزن دلخدای گفت که انسان لربه لکنود
- G914:12 تو سود می طلبی سود میرسد از یارولی چو پی نبری کز کجاست سود چه سود
- G914:13 ستاره ایست خدا را که در زمین گرددکه در هوای ویست آفتاب و چرخ کبود
- G914:14 بسا سحر که درآید به صومعه مؤمنکه من ستاره سعدم ز من بجو مقصود
- G914:15 ستارهام که من اندر زمینم و بر چرخبه صد مقامم یابند چون خیال خدود
- G914:16 زمینیان را شمعم سماییان را نورفرشتگان را روحم ستارگان را بود
- G914:17 اگر چه ذره نمایم ولیک خورشیدماگر چه جزو نمایم مراست کل وجود
- G914:18 اگر چه قبله حاجات آسمان بودهستبه آسمان منگر سوی من نگر بین جود
- G914:19 ز روی نخوت و تقلید ننگ دارد از اوبلیس وار که خود بس بود خدا مسجود
- G914:20 جواب گویدش آدم که این سجود او راستتو احولی و دو میبینی از ضلال و جحود
- G914:21 ز گرد چون و چرا پردهای فرود آوردمیان اختر دولت میان چشم حسود
- G914:22 ستاره گوید رو پرده تو افزون بادز من نماندی تنها ز حضرتی مردود
- G914:23 بسا سال و جوابی که اندر این پردهستبدین حجاب ندیدی خلیل را نمرود
- G914:24 چه پرده است حسد ای خدا میان دو یارکه دی چو جان بدهاند این زمان چو گرگ عنود
- G914:25 چه پرده بود که ابلیس پیش از این پردهبه سجده بام سموات و ارض میپیمود
- G914:26 به رغبت و به نشاط و به رقت و به نیازبه گونه گونه مناجات مهر میافزود
- G914:27 ز پرده حسدی ماند همچو خر بر یخکه آن همه پر و بالش بدین حدث آلود
- G914:28 ز مسجد فلکش راند رو حدث کردیحدیث مینشنود و حدث همیپالود
- G914:29 چرا روم به چه حجت چه کردهام چه سبببیا که بحث کنیم ای خدای فرد ودود
- G914:30 اگر به دست تو کردی که جمله کرده تستضلالت و ثنی و مسیحیان و یهود
- G914:31 مرا چه گمره کردی مراد تو این بودچنان کنم که نبینی ز خلق یک محمود
- G914:32 بگفت اگر بگذارم برآ به کوه بلندوگر نه قعر فرورو چو لنگر مشدود
- G914:33 تو را چه بحث رسد با من ای غراب غروباگر نه مسخ شدستی ز لعنت مورود
- G914:34 خری که مات تو گردد ببرد از در مانخواهمش که بود عابد چو ما معبود
- G914:35 ولی کسی که به دستش چراغ عقل بودکجا گذارد نور و کجا رود سوی دود
- G914:36 بگفت من به دمی آن چراغ را بکشمبگفت باد نتاند چراغ صدق ربود
- G914:37 هر آنک پف کند او بر چراغ موهبتمبسوزد آن سر و ریشش چو هیزم موقود
- G914:38 هزار شکر خدا را که عقل کلی بازز بعد فرقت آمد به طالع مسعود
- G914:39 همه سپند بسوزیم بهر آمدنشسپند چه که بسوزیم خویش را چون عود
- G914:40 چو خویش را بنمود او ز خویش خود ببریمبه کوه طور چه آریم کاه دودآلود
- G914:41 چو موش و مار شدستیم ساکن ظلمتدرون خاک مقیمان عالم محدود
- G914:42 چو موش جز پی دزدی برون نهایم از خاکچه برخوریم از آن رفتن کژ مفسود
- G914:43 چو موش ماش رها کرد اژدهاش کنیچو گربه طالع خوانش شود جمله اسود
- G914:44 خدای گربه بدان آفرید تا موشاننهان شوند به خاک اندرون به حبس خلود
- G914:45 دم مسیح غلام دمت که پیش از توبد از زمانه دم گیر راه دم مسدود
- G914:46 همه کسان کس آنند کش کسی کرد اوهمه جهانش ببخشید چون بر او بخشود
- G914:47 خموش باش که گفتار بیزبان داریکه تار او نبود نطق و بانگ و حرفش پود
- G914:48 چو سر ز سجده برآورد شمس تبریزیهزار کافر و مؤمن نهاد سر به سجود
ganjoor: sh914 · public domain