Divan-e Shams› Ghazal 914› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۱۴
- شنودهام که بسی خلق جان بداد و بمرد ز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
G914:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود·تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
- 2 شنودهام که بسی خلق جان بداد و بمرد·ز ذوق و لذت آواز و نغمه داوود
- 3 شها نوای تو برعکس بانگ داوودست·کز آن بمرد و از این زنده میشود موجود
- 4 ز حلق نیست نوایت ولیک حلقه رباست·هزار حلقه ربا را چو حلقه او بربود
- 5 دلا تو راست بگو دوش می کجا خوردی·که از پگاه تو امروز مولعی به سرود
- 6 سرود و بانگ تو زان رو گشاد میآرد·که آن ز روح معلاست نی ز جسم فرود
- 7 چو بند جسم نگشتی گشاد جان دیدی·که هر که تخم نکو کشت دخل بد ندرود
- 8 یقین که بوی گل فقر از گلستانیست·مرود هیچ کسی دید بیدرخت مرود
- 9 خنک کسی که چو بو برد بوی او را برد·خنک کسی که گشادی بیافت چشم گشود
- 10 خنک کسی که از این بوی کرته یوسف·دلش چو دیده یعقوب خسته واشد زود
- 11 ز ناسپاسی ما بسته است روزن دل·خدای گفت که انسان لربه لکنود
- 12 تو سود می طلبی سود میرسد از یار·ولی چو پی نبری کز کجاست سود چه سود
- 13 ستاره ایست خدا را که در زمین گردد·که در هوای ویست آفتاب و چرخ کبود
- 14 بسا سحر که درآید به صومعه مؤمن·که من ستاره سعدم ز من بجو مقصود
- 15 ستارهام که من اندر زمینم و بر چرخ·به صد مقامم یابند چون خیال خدود
- 16 زمینیان را شمعم سماییان را نور·فرشتگان را روحم ستارگان را بود
- 17 اگر چه ذره نمایم ولیک خورشیدم·اگر چه جزو نمایم مراست کل وجود
- 18 اگر چه قبله حاجات آسمان بودهست·به آسمان منگر سوی من نگر بین جود
- 19 ز روی نخوت و تقلید ننگ دارد از او·بلیس وار که خود بس بود خدا مسجود
- 20 جواب گویدش آدم که این سجود او راست·تو احولی و دو میبینی از ضلال و جحود
- 21 ز گرد چون و چرا پردهای فرود آورد·میان اختر دولت میان چشم حسود
- 22 ستاره گوید رو پرده تو افزون باد·ز من نماندی تنها ز حضرتی مردود
- 23 بسا سال و جوابی که اندر این پردهست·بدین حجاب ندیدی خلیل را نمرود
- 24 چه پرده است حسد ای خدا میان دو یار·که دی چو جان بدهاند این زمان چو گرگ عنود
- 25 چه پرده بود که ابلیس پیش از این پرده·به سجده بام سموات و ارض میپیمود
- 26 به رغبت و به نشاط و به رقت و به نیاز·به گونه گونه مناجات مهر میافزود
- 27 ز پرده حسدی ماند همچو خر بر یخ·که آن همه پر و بالش بدین حدث آلود
- 28 ز مسجد فلکش راند رو حدث کردی·حدیث مینشنود و حدث همیپالود
- 29 چرا روم به چه حجت چه کردهام چه سبب·بیا که بحث کنیم ای خدای فرد ودود
- 30 اگر به دست تو کردی که جمله کرده تست·ضلالت و ثنی و مسیحیان و یهود
- 31 مرا چه گمره کردی مراد تو این بود·چنان کنم که نبینی ز خلق یک محمود
- 32 بگفت اگر بگذارم برآ به کوه بلند·وگر نه قعر فرورو چو لنگر مشدود
- 33 تو را چه بحث رسد با من ای غراب غروب·اگر نه مسخ شدستی ز لعنت مورود
- 34 خری که مات تو گردد ببرد از در ما·نخواهمش که بود عابد چو ما معبود
- 35 ولی کسی که به دستش چراغ عقل بود·کجا گذارد نور و کجا رود سوی دود
- 36 بگفت من به دمی آن چراغ را بکشم·بگفت باد نتاند چراغ صدق ربود
- 37 هر آنک پف کند او بر چراغ موهبتم·بسوزد آن سر و ریشش چو هیزم موقود
- 38 هزار شکر خدا را که عقل کلی باز·ز بعد فرقت آمد به طالع مسعود
- 39 همه سپند بسوزیم بهر آمدنش·سپند چه که بسوزیم خویش را چون عود
- 40 چو خویش را بنمود او ز خویش خود ببریم·به کوه طور چه آریم کاه دودآلود
- 41 چو موش و مار شدستیم ساکن ظلمت·درون خاک مقیمان عالم محدود
- 42 چو موش جز پی دزدی برون نهایم از خاک·چه برخوریم از آن رفتن کژ مفسود
- 43 چو موش ماش رها کرد اژدهاش کنی·چو گربه طالع خوانش شود جمله اسود
- 44 خدای گربه بدان آفرید تا موشان·نهان شوند به خاک اندرون به حبس خلود
- 45 دم مسیح غلام دمت که پیش از تو·بد از زمانه دم گیر راه دم مسدود
- 46 همه کسان کس آنند کش کسی کرد او·همه جهانش ببخشید چون بر او بخشود
- 47 خموش باش که گفتار بیزبان داری·که تار او نبود نطق و بانگ و حرفش پود
- 48 چو سر ز سجده برآورد شمس تبریزی·هزار کافر و مؤمن نهاد سر به سجود
ganjoor: sh914 · public domain