Divan-e Shams Ghazal 92 Beyt 8 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۲

  1. گر اجزای زمینی وگر روح امینی چو آن حال ببینی بگو جل جلالا

G92:8

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا·زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی
  2. 2 زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور·زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا
  3. 3 زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال·زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی
  4. 4 چو جان سلسله‌ها را بدرد به حرونی·چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا
  5. 5 علم‌های الهی ز پس کوه برآمد·چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا
  6. 6 چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را·بزن گردن آن را که بگوید که تسلا
  7. 7 چو بی‌واسطه جبار بپرورد جهان را·چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا
  8. 8 گر اجزای زمینی وگر روح امینی·چو آن حال ببینی بگو جل جلالا
  9. 9 گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد·دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
  10. 10 فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش·توی باده مدهوش یکی لحظه بپالا
  11. 11 تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار·بپالا و بیفشار ولی دست میالا
  12. 12 خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش·مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا

ganjoor: sh92 · public domain