Divan-e Shams› Ghazal 940› Beyt 5 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۴۰
- وجود تو چو بدیدم شدم ز شرم عدم ز عشق این عدم آمد جهان جان به وجود
G940:5
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود·بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
- 2 غزلسرا شدم از دست عشق و دستزنان·بسوخت عشق تو ناموس و شرم و هر چم بود
- 3 عفیف و زاهد و ثابت قدم بدم چون کوه·کدام کوه که باد توش چو که نربود
- 4 اگر کُهم هم از آواز تو صدا دارم·وگر کهم همه در آتش توم کهدود
- 5 وجود تو چو بدیدم شدم ز شرم عدم·ز عشق این عدم آمد جهان جان به وجود
- 6 به هر کجا عدم آید وجود کم گردد·زهی عدم که چو آمد از او وجود افزود
- 7 فلک کبود و زمین همچو کور راهنشین·کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و کبود
- 8 مثال جان بزرگی نهان به جسم جهان·مثال احمد مرسل میان گبر و جهود
- 9 ستایشت به حقیقت ستایش خویش است·که آفتابستا چشم خویش را بستود
- 10 ستایش تو چو دریا زبان ما کشتی·روان مسافر دریا و عاقبت محمود
- 11 مرا عنایت دریا چو بخت بیدارست·مرا چه غم اگرم هست چشم خوابآلود
ganjoor: sh940 · public domain