Divan-e Shams Ghazal 952 Beyt 11 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۵۲

  1. سؤال کردم رخ را که چند زر باشی که جان من ز زری تو زار بازآید

G952:11

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ز شمس دین طرب نوبهار بازآید·نشاط بلبله و سبزه زار بازآید
  2. 2 کرانه کرد دلم از نبیذ و از ساقی·چو وصل او بگشاید کنار بازآید
  3. 3 کبوتر دل من در شکار باز پرید·خنک زمانی کو از شکار بازآید
  4. 4 بگردد این رخ زردم چو صد هزار نگار·ز طبل دعوت من گر نگار بازآید
  5. 5 چو ملک حسن به روی مهم قرار گرفت·بود که سوی دلم زو قرار بازآید
  6. 6 چو خارخار دلم می‌نشیند از هوسش·که گلشنش بر این خار خار بازآید
  7. 7 چو مهرها که شود محو نطع آن گوهر·دغای عشق چو خانه قمار بازآید
  8. 8 ز مستی‌اش چه گمان بردمی که بعد از می·ز هجر عربده کن آن خمار بازآید
  9. 9 از این خمار مرا نیست غم اگر روزی·به دستم آن قدح پرشرار بازآید
  10. 10 هزار چشمه حیوان چه در شمار آید·اگر از او لطف بی‌شمار بازآید
  11. 11 سؤال کردم رخ را که چند زر باشی·که جان من ز زری تو زار بازآید
  12. 12 مرا جواب چو زر داد من زرم دایم·مگر که سیمبر خوش عیار بازآید
  13. 13 بگفتمش چو بماندی تو زنده بی آن جان·چه عذر آری چون آن عذار بازآید
  14. 14 من آن ندانم دانم که آه از تبریز·کز آتشش ز دلم الحذار بازآید

ganjoor: sh952 · public domain