Divan-e Shams› Ghazal 958› Beyt 12 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۵۸
- ورای عشق هزاران هزار ایوان هست ز عزت و عظمت در گمان نمیآید
G958:12
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 کدام لب که از او بوی جان نمیآید·کدام دل که در او آن نشان نمیآید
- 2 مثال اشتر هر ذرهای چه میخاید·اگر نواله از آن شهره خوان نمیآید
- 3 سگان طمع چپ و راست از چه میپویند·چو بوی قلیه از آن دیگدان نمیآید
- 4 چراست پنجه شیران چو برگ گل لرزان·اگر ز غیب به دلها سنان نمیآید
- 5 هزار بره و گرگ از چه روی هم علفند·به جان چو هیبت و بانگ شبان نمیآید
- 6 برون گوش دو صد نعره جان همیشنود·تو هوش دار چنین گر چنان نمیآید
- 7 در این جهان کهن جان نو چرا روید·چو هر دمی مددی زان جهان نمیآید
- 8 به دست خویش تو در چشم میفشانی خاک·نه آن که صورت نو نو عیان نمیآید
- 9 شکسته قرن نگر صد هزار ذوالقرنین·قرین بسیست که صاحب قران نمیآید
- 10 دهان و دست به آب وفا کی میشوید·که دم دمش می جان در دهان نمیآید
- 11 دو سه قدم به سوی باغ عشق کس ننهاد·که صد سلامش از آن باغبان نمیآید
- 12 ورای عشق هزاران هزار ایوان هست·ز عزت و عظمت در گمان نمیآید
- 13 به هر دمی ز درونت ستارهای تابد·که هین مگو کاثری ز آسمان نمیآید
- 14 دهان ببند و دهان آفرین کند شرحش·به صورتی که تو را در زبان نمیآید
ganjoor: sh958 · public domain