Divan-e Shams› Ghazal 96› Beyt 8 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۶
- از نعمت فرعون چو موسی کف و لب شست دریای کَرَم داد مر او را ید بیضا
G96:8
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا·تا از لب دلدار شود مست و شکرخا
- 2 تا از لب تو بوی لب غیر نیاید·تا عشق مجرّد شود و صافی و یکتا
- 3 آن لب که بود کون خری بوسهگه او·کی یابد آن لب شکر ِبوس مسیحا؟
- 4 میدان که حَدَث باشد جز نور قدیمی·بر مزبلهی پُر حَدَث آن گاه تماشا؟
- 5 آنگه که فنا شد حَدَث اندر دل پالیز·رُست از حدثی و شود او چاشنیافزا
- 6 تا تو حدثی لذت تقدیس چه دانی؟·رو از حدثی سوی تبارک و تعالی
- 7 زان دستِ مسیح آمد داروی جهانی·کاو دست نگهداشت ز هر کاسه سِکبا
- 8 از نعمت فرعون چو موسی کف و لب شست·دریای کَرَم داد مر او را ید بیضا
- 9 خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی·پرگوهر و روتلخ همیباش چو دریا
- 10 هین چشم فروبند که آن چشم غیورست·هین معده تهیدار که لوتیست مهیّا
- 11 سگ سیر شود هیچ شکاری بنگیرد·کز آتش جُوعست تک و گامِ تقاضا
- 12 کو دست و لب پاک که گیرد قدح پاک؟·کو صوفی چالاک که آید سوی حلوا؟
- 13 بنمای از این حرف تصاویر حقایق·یا مَن قَسَمَ الْقَهوةَ و الْکَأْسُ عَلَیْنا
ganjoor: sh96 · public domain