Divan-e Shams› Ghazal 97 ← previous · next →
Divan-e Shams · G97 · 19 beyts
غزل شمارهٔ ۹۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G97:1 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری راخود فاش بگو یوسف زرّین کمری را
- G97:2 در شهر که دیدهست چنین شهره بتی را؟در بر که کشیدهست سهیل و قمری را؟
- G97:3 بنشاند به مُلکت مَلِکی بنده بد رابِخْرید به گوهر کرمش بیگهری را
- G97:4 خضر خضرانست و ازو هیچ عجب نیستکز چشمهٔ جان تازه کند او جگری را
- G97:5 از بهر زبردستی و دولتدهی آمدنی زیر و زبر کردنِ زیر و زبری را
- G97:6 شاید که نخسپیم به شب چون که نهانیمه بوسه دهد هر شبِ انجمشمری را
- G97:7 آثار رسانَد دل و جان را به مؤثّرحمّالِ دل و جان کند آن شه، اثری را
- G97:8 اکسیر خداییست بدان آمد کاین جاهر لحظه زر سرخ کند او حجری را
- G97:9 جانهایِ چو عیسی به سوی چرخ برانندغم نیست اگر ره نبوَد لاشه خری را
- G97:10 هر چیز گمان بردم در عالم و این نیکاین جاه و جلالست خدایی نظری را
- G97:11 سوز دل شاهانهٔ خورشید ببایدتا سرمه کشد چشم عروس سحری را
- G97:12 ما عقل نداریم یکی ذرّه وگر نیکی آهوی عاقل طلبد شیر نری را!؟
- G97:13 بیعقل چو سایه پیَت ای دوست دوانیمکان رویِ چو خورشیدِ تو نبوَد دگری را
- G97:14 خورشید همه روز بدان تیغ گذاردتا زخم زند هر طرفی بیسپری را
- G97:15 بر سینه نهد عقل چنان دلشکنی رادر خانه کشد روح چنان رهگذی را
- G97:16 دُر هدیه دهد چشم، چنان لعلِ لبی رارخ زر زند از بهر چنین سیمبری را
- G97:17 رو صاحب آن چشم شو ای خواجه چو ابروکاو راست کند چشمِ کژِ کژنگری را
- G97:18 ای پاکدلان با جزِ او عشق مبازیدنتوان دل و جان دادن هر مختصری را
- G97:19 خاموش که او خود بکَشد عاشق خود راتا چند کَشی دامن هر بیهنری را؟
ganjoor: sh97 · public domain