Divan-e Shams› Ghazal 99› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۹۹
- چو تو در آینه دیدی رخ خود از آن خوشتر کجا باشد تماشا
G99:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دلارام نهان گشته ز غوغا·همه رفتند و خلوت شد برون آ
- 2 برآور بنده را از غرقه خون·فرح ده روی زردم را ز صفرا
- 3 کنار خویش دریا کردم از اشک·تماشا چون نیایی سوی دریا
- 4 چو تو در آینه دیدی رخ خود·از آن خوشتر کجا باشد تماشا
- 5 غلط کردم در آیینه نگنجی·ز نورت میشود لا کل اشیاء
- 6 رهید آن آینه از رنج صیقل·ز رویت میشود پاک و مصفا
- 7 تو پنهانی چو عقل و جمله از تست·خرابیها عمارتها به هر جا
- 8 هر آنک پهلوی تو خانه گیرد·به پیشش پست شد بام ثریا
- 9 چه باشد حال تن کز جان جدا شد·چه عذر آرد کسی کز تست عذرا
- 10 چه یاری یابد از یاران همدل·کسی کز جان شیرین گشت تنها
- 11 به از صبحی تو خلقان را به هر روز·به از خوابی ضعیفان را به شبها
- 12 تو را در جان بدیدم بازرستم·چو گمراهان نگویم زیر و بالا
- 13 چو در عالم زدی تو آتش عشق·جهان گشتست همچون دیگ حلوا
- 14 همه حسن از تو باید ماه و خورشید·همه مغز از تو باید جدی و جوزا
- 15 بدان شد شب شفا و راحت خلق·که سودای توش بخشید سودا
- 16 چو پروانهست خلق و روز چون شمع·که از زیب خودش کردی تو زیبا
- 17 هر آن پروانه که شمع تو را دید·شبش خوشتر ز روز آمد به سیما
- 18 همیپرد به گرد شمع حسنت·به روز و شب ندارد هیچ پروا
- 19 نمییارم بیان کردن از این بیش·بگفتم این قدر باقی تو فرما
- 20 بگو باقی تو شمس الدین تبریز·که به گوید حدیث قاف عنقا
ganjoor: sh99 · public domain