Diván de Shams Gazal 1048 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · G1048 · 34 versos

غزل شمارهٔ ۱۰۴۸

Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.

  1. G1048:1 خداوند خداوندان اسرارزهی خورشید در خورشید انوار
  2. G1048:2 ز عشق حسن تو خوبان مه روبه رقص اندر مثال چرخ دوار
  3. G1048:3 چو بنمایی ز خوبی دست بردیبماند دست و پای عقل از کار
  4. G1048:4 گشاده ز آتش او آب حیوانکه آبش خوشترست ای دوست یا نار
  5. G1048:5 از آن آتش بروییدست گلزارو زان گلزار عالم‌های دل زار
  6. G1048:6 از آن گل‌ها که هر دم تازه‌تر شدنه زان گل‌ها که پژمردست پیرار
  7. G1048:7 نتاند کرد عشقش را نهان کساگر چه عشق او دارد ز ما عار
  8. G1048:8 یکی غاریست هجرانش پرآتشعجب روزی برآرم سر از این غار
  9. G1048:9 ز انکارت بروید پرده‌هاییمکن در کار آن دلبر تو انکار
  10. G1048:10 چو گرگی می‌نمودی روی یوسفچون آن پرده غرض می‌گشت اظهار
  11. G1048:11 ز جان آدمی زاید حسدهاملک باش و به آدم ملک بسپار
  12. G1048:12 غذای نفس تخم آن غرض‌هاستچو کاریدی بروید آن به ناچار
  13. G1048:13 نداند گاو کردن بانگ بلبلنداند ذوق مستی عقل هشیار
  14. G1048:14 نزاید گرگ لطف روی یوسفو نی طاووس زاید بیضه مار
  15. G1048:15 به طراری ربود این عمرها رابه پس فردا و فردا نفس طرار
  16. G1048:16 همه عمرت هم امروزست لاغیرتو مشنو وعده این طبع عیار
  17. G1048:17 کمر بگشا ز هستی و کمر بندبه خدمت تا رهی زین نفس اغیار
  18. G1048:18 نمازت کی روا باشد که رویتبه هنگام نمازست سوی بلغار
  19. G1048:19 در آن صحرا بچر گر مشک خواهیکه می‌چرد در آن آهوی تاتار
  20. G1048:20 نمی‌بینی تغیرها و تحویلدر افلاک و زمین و اندر آثار
  21. G1048:21 کی داند جوهر خوبت بگرددبه خاکی کش ندارد سود غمخوار
  22. G1048:22 چو تو خربنده باشی نفس خود رابه حلقه نازنینان باشی بس خوار
  23. G1048:23 اگر خواهی عطای رایگانیز عالم‌های باقی ملک بسیار
  24. G1048:24 چنان جامی که ویرانی هوش استز شمس حق و دین بستان و هش دار
  25. G1048:25 خداوند خداوندان باقیکه نبودشان به مخدومیش انکار
  26. G1048:26 ز لطف جان او رفته بکارتچو دیدندنش ز جنت حور ابکار
  27. G1048:27 اگر نه پرده رشک الهیبپوشیدیش از دار و ز دیار
  28. G1048:28 که سنگ و خاک و آب و باد و آتشهمه روحی شدندی مست و سیار
  29. G1048:29 به بازار بتان و عاشقان درز نقش او بسوزد جمله بازار
  30. G1048:30 دو ده دان هر دو کون دو جهان راچه باشد ده که باشد اوش سالار
  31. G1048:31 که روح القدس پایش می ببوسیدندا آمد که پایش را میازار
  32. G1048:32 چه کم عقلی بود آن کس که این رابرای جاه او گوید که مکثار
  33. G1048:33 به حق آنک آن شیر حقیقیچنین صید دلم کردست اشکار
  34. G1048:34 که از تبریز پیغامی فرستیکه اینست لابه ما اندر اسحار

ganjoor: sh1048 · public domain