Diván de Shams› Gazal 1091 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · G1091 · 21 versos
غزل شمارهٔ ۱۰۹۱
Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.
- G1091:1 نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیرنه که فلاح توام سرور و سالار مگیر
- G1091:2 نه که همسایه آن سایه احسان توامتو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر
- G1091:3 شربت رحمت تو بر همگان گردانستتو مرا تشنه و مستسقی و بیمار مگیر
- G1091:4 نه که هر سنگ ز خورشید نصیبی داردتو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر
- G1091:5 نه که لطف تو گنه سوز گنه کارانستتو مرا تایب و مستغفر غفار مگیر
- G1091:6 نه که هر مرغ به بال و پر تو میپردتو مرا صعوه شمر جعفر طیار مگیر
- G1091:7 به دو صد پر نتوان بیمددت پریدنتو مرا زیر چنین دام گرفتار مگیر
- G1091:8 خفتگان را نه تماشای نهان میبخشیتو مرا خفته شمر حاضر و بیدار مگیر
- G1091:9 نه که بوی جگر پخته ز من میآیدمدد اشک من و زردی رخسار مگیر
- G1091:10 نه که مجنون ز تو زان سوی خرد باغی یافتاز جنون خوش شد و میگفت خرد زار مگیر
- G1091:11 با جنون تو خوشم تا که فنون را چه کنمچون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر
- G1091:12 چشم مست تو خرابی دل و عقل همهستعارض چون قمر و رنگ چو گلنار مگیر
- G1091:13 قامت عرعریت قامت ما دوتا کردنادری ذقن و زلف چو زنار مگیر
- G1091:14 این تصاویر همه خود صور عشق بودعشق بیصورت چون قلزم زخار مگیر
- G1091:15 خرمن خاکم و آن ماه بگردم گردانتو مرا همتک این گنبد دوار مگیر
- G1091:16 من به کوی تو خوشم خانه من ویران گیرمن به بوی تو خوشم نافه تاتار مگیر
- G1091:17 میکدهست این سر من ساغر می گو بشکنچون زرست این رخ من زر به خروار مگیر
- G1091:18 چون دلم بتکده شد آزر گو بت متراشچون سرم معصره شد خانه خمار مگیر
- G1091:19 کفر و اسلام کنون آمد و عشق از ازلستکافری را که کشد عشق ز کفار مگیر
- G1091:20 بانگ بلبل شنو ای گوش بهل نعره خردر گلستان نگر ای چشم و پی خار مگیر
- G1091:21 بس کن و طبل مزن گفت برای غیرستمن خود اغیار خودم دامن اغیار مگیر
ganjoor: sh1091 · public domain