Diván de Shams Gazal 1377 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · G1377 · 13 versos

غزل شمارهٔ ۱۳۷۷

Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.

  1. G1377:1 ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت می‌کنمتو کعبه‌ای، هر جا روم قصد مقامت می‌کنم
  2. G1377:2 هر جا که هستی حاضری، از دور در ما ناظریشب خانه روشن می‌شود چون یادِ نامت می‌کنم
  3. G1377:3 گَه همچو باز آشنا بر دست تو پر می‌زنمگَه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می‌کنم
  4. G1377:4 گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می‌زنی؟!ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می‌کنم
  5. G1377:5 دوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنیستزان روزنِ دزدیده من چون مه پیامت می‌کنم
  6. G1377:6 ای آفتاب، از دورْ تو بر ما فرستی نورْ توای جان هر مهجور تو، جان را غلامت می‌کنم
  7. G1377:7 من آینهٔ دل را ز تو این‌جا صقالی می‌دهممن گوش خود را دفتر لطف کلامت می‌کنم
  8. G1377:8 در گوش تو، در هوش تو، وَندر دل پرجوش تواین‌ها چه باشد؟! تو منی وین وصف عامت می‌کنم
  9. G1377:9 ای دل، نه اندر ماجرا می‌گفت آن دلبر تو را«هر چند از تو کم شود از خود تمامت می‌کنم؟!»
  10. G1377:10 ای چاره در من چاره‌گر، حیران شو و نظّاره‌گربنگر کز این جمله صُوَر این دم کدامت می‌کنم
  11. G1377:11 گَه راست مانند الف، گَه کژ چو حرف مختلفیک لحظه پخته می‌شوی، یک لحظه خامت می‌کنم
  12. G1377:12 گر سال‌ها ره می‌روی چون مهره‌ای در دست منچیزی که رامش می‌کنی زان چیز رامت می‌کنم
  13. G1377:13 ای شه حُسام‌الدّین حسن، می‌گوی با جانان که: «منجان را غلاف معرفت بهرِ حُسامت می‌کنم»

ganjoor: sh1377 · public domain