Diván de Shams› Gazal 164 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · G164 · 11 versos
غزل شمارهٔ ۱۶۴
Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.
- G164:1 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالاز مقربان حضرت بشدم غریب و تنها
- G164:2 به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شدکه فکند در دماغم هوسش هزار سودا
- G164:3 همه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نیچه روم چه روی آرم به برون و یار این جا
- G164:4 که به غیر کنج زندان نرسم به خلوت اوکه نشد به غیر آتش دل انگبین مصفا
- G164:5 نظری به سوی خویشان نظری برو پریشاننظری بدان تمنا نظری بدین تماشا
- G164:6 چو بود حریف یوسف نرمد کسی چو داردبه میان حبس بستان و که خاصه یوسف ما
- G164:7 بدود به چشم و دیده سوی حبس هر کی او راز چنین شکرستانی برسد چنین تقاضا
- G164:8 من از اختران شنیدم که کسی اگر بیابداثری ز نور آن مه خبری کنید ما را
- G164:9 چو بدین گهر رسیدی رسدت که از کرامتبنهی قدم چو موسی گذری ز هفت دریا
- G164:10 خبرش ز رشک جانها نرسد به ماه و اخترکه چو ماه او برآید بگدازد آسمانها
- G164:11 خجلم ز وصف رویش به خدا دهان ببندمچه برد ز آب دریا و ز بحر مشک سقا
ganjoor: sh164 · public domain