Diván de Shams› Gazal 1895 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · G1895 · 8 versos
غزل شمارهٔ ۱۸۹۵
Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.
- G1895:1 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستانخوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان
- G1895:2 دی عهد نکردی بروم بازبیایمسوگند نخوردی که بجویم دل مستان
- G1895:3 گفتی که به بستان بر من چاشت بیاییدرفتی تو سحرگاه و ببستی در بستان
- G1895:4 ای عشوه تو گرمتر از باد تموزیوی چهره تو خوبتر از روی گلستان
- G1895:5 دانی که دغل از چو تو یاری به چه مانددر عین تموزی بجهد برق زمستان
- G1895:6 گر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کنصد شعبده کردی تو یکی شعبده بستان
- G1895:7 بر وعده مکن صبر که گر صبر نبودیهرگز نرسیدی مدد از نیست بهستان
- G1895:8 ور نه بکنم غمز و بگویم که سبب چیستزان سان که تو اقرار کنی که سبب است آن
ganjoor: sh1895 · public domain