Diván de Shams› Gazal 1898 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · G1898 · 19 versos
غزل شمارهٔ ۱۸۹۸
Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.
- G1898:1 ندا آمد به جان از چرخ پروینکه بالا رو چو دردی پست منشین
- G1898:2 کسی اندر سفر چندین نماندجدا از شهر و از یاران پیشین
- G1898:3 ندای ارجعی آخر شنیدیاز آن سلطان و شاهنشاه شیرین
- G1898:4 در این ویرانه جغدانند ساکنچه مسکن ساختی ای باز مسکین
- G1898:5 چه آساید به هر پهلو که گرددکسی کز خار سازد او نهالین
- G1898:6 چه پیوندی کند صراف و قلابچه نسبت زاغ را با باز و شاهین
- G1898:7 چه آرایی به گچ ویرانهای راکه بالا نقش دارد زیر سجین
- G1898:8 چرا جان را نیارایی به حکمتکه ارزد هر دمش صد چین و ماچین
- G1898:9 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی استاز آن حکمت که گردد جان خدابین
- G1898:10 تو گوهر شو که خواهند و نخواهندنشانندت همه بر تاج زرین
- G1898:11 رها کن پس روی چون پای کژمژالف می باش فرد و راست بنشین
- G1898:12 چو معنی اسب آمد حرف چون زینبگو تا کی کشی بیاسب این زین
- G1898:13 کلوخ انداز کن در عشق مردانتو هم مردی ولی مرد کلوخین
- G1898:14 عروسی کلوخی با کلوخیکلوخ آرد نثار و سنگ کابین
- G1898:15 به گورستان به زیر خشت بنگرکه نشناسی تو سارانشان ز پایین
- G1898:16 خدایا دررسان جان را به جانهابدان راهی که رفتند آل یاسین
- G1898:17 دعای ما و ایشان را درآمیزچنان کز ما دعای و از تو آمین
- G1898:18 عنایت آن چنان فرما که باشدز ما احسان اندک وز تو تحسین
- G1898:19 ز شهوانی به عقلانی رسانمانبر اوج فوق بر زین لوح زیرین
ganjoor: sh1898 · public domain