Diván de Shams› Gazal 2382 ← anterior · siguiente →
Diván de Shams · G2382 · 10 versos
غزل شمارهٔ ۲۳۸۲
Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.
- G2382:1 ای بخاری را تو جان پنداشتهحبه زر را تو کان پنداشته
- G2382:2 ای فرورفته چو قارون در زمینوی زمین را آسمان پنداشته
- G2382:3 ای بدیده لعبتان دیو رالعبتان را مردمان پنداشته
- G2382:4 ای کرانه رفته عشق از ننگ توای تو خود را در میان پنداشته
- G2382:5 ای گرفته چشمت آب از دود کفردود را نور عیان پنداشته
- G2382:6 ای ز شهوت در پلیدی همچو کرمعاشقان را همچنان پنداشته
- G2382:7 مستی شهوت نشان لعنت استای نشان را بینشان پنداشته
- G2382:8 ای تو گندیده میان حرف و صوتوی خدا را بیزبان پنداشته
- G2382:9 ماهتابش میزند بر کوریتای تو مه را هم نهان پنداشته
- G2382:10 هر چه گفتم خویشتن را گفتهامای تو هجو دیگران پنداشته
ganjoor: sh2382 · public domain