Diván de Shams Gazal 2448 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · G2448 · 12 versos

غزل شمارهٔ ۲۴۴۸

Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.

  1. G2448:1 ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتیخوشتر ز مستی ابد بی‌باده و بی‌آلتی
  2. G2448:2 یک ساعتی تشریف ده جان را چنان تلطیف دهآن ساعتی پاک از کی و تا کی عجایب ساعتی
  3. G2448:3 شاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تویاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو غارتی
  4. G2448:4 جان چون نداند نقش خود یا عالم جان بخش خودپا می نداند کفش خود کان لایق است و بابتی
  5. G2448:5 پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شریوز کفش خود شد خوشتری پا را در آن جا راحتی
  6. G2448:6 جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بدکز غیب هر جان را بود درخورد هر جان ساحتی
  7. G2448:7 جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهانچون نیست او را این زمان از بهر آن دم طاقتی
  8. G2448:8 چون شاه زاده طفل بد پس مخزنش بر قفل بدخلعت نهاده بهر او تا برکشد او قامتی
  9. G2448:9 تو قفل دل را باز کن قصد خزینه راز کندر مشکلات دو جهان نبود سؤالت حاجتی
  10. G2448:10 خمخانه مردان دل است وز وی چه مستی حاصل استطفلی و پایت در گل است پس صبر کن تا غایتی
  11. G2448:11 تا غایتی کز گوشه‌ای دولت برآرد جوشه‌ایاز دور گردی خاسته تابان شده یک رایتی
  12. G2448:12 بنوشته بر رایت که این نقش خداوند شمس دیناز مفخر تبریز و چین اندر بصیرت آیتی

ganjoor: sh2448 · public domain