Diván de Shams Gazal 3062 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · G3062 · 11 versos

غزل شمارهٔ ۳۰۶۲

Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.

  1. G3062:1 اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنیوگر شراب نداری چرا خبر نکنی
  2. G3062:2 وگر سه چار قدح از مسیح جان خوردیز آسمان چهارم چرا گذر نکنی
  3. G3062:3 از آن کسی که تو مستی چرا جدا باشیوز آن کسی که خماری چرا حذر نکنی
  4. G3062:4 چو آفتاب چرا تو کلاه کژ ننهیز نور خود چو مه نو چرا کمر نکنی
  5. G3062:5 چو آفتاب جمال قدیم تیغ زندچو کان لعل چرا جان و دل سپر نکنی
  6. G3062:6 وگر چو نای چشیدی ز لعل خوش دم اوچرا چو نی تو جهان را پر از شکر نکنی
  7. G3062:7 وگر چو ابر تو حامل شدی از آن دریاچرا چو ابر زمین را پر از گهر نکنی
  8. G3062:8 ز گلشن رخ تو گلرخان همی‌جوشندچرا چو حیز و محنث نه‌ای نظر نکنی
  9. G3062:9 نگر به سبزقبایان باغ کآمده‌اندبه سوی شاه قبابخش چون سفر نکنی
  10. G3062:10 چو خرقه و شجره داری از بهار حیاتچرا سر دل خود جلوه چون شجر نکنی
  11. G3062:11 چو اعتبار ندارد جهان بر درویشبه بزم فقر چرا عیش معتبر نکنی

ganjoor: sh3062 · public domain