Diván de Shams Gazal 840 ← anterior · siguiente →

Diván de Shams · G840 · 12 versos

غزل شمارهٔ ۸۴۰

Abra cualquier beyt para su propia página: versión, comentario, palabras difíciles.

  1. G840:1 بعد از سماع گویی کان شورها کجا شدیا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
  2. G840:2 منکر مباش بنگر اندر عصای موسییک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد
  3. G840:3 چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لبکو خورد عالمی را وانگه همان عصا شد
  4. G840:4 یک گوهری چو بیضه جوشید و گشت دریاکف کرد و کف زمین شد وز دود او سما شد
  5. G840:5 الحق نهان سپاهی پوشیده پادشاهیهر لحظه حمله آرد وانگه به اصل واشد
  6. G840:6 گرچه ز ما نهان شد در عالمی روان شدتا نیستش نخوانی گر از نظر جدا شد
  7. G840:7 هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالبرو در نشانه جویش گر از کمان رها شد
  8. G840:8 گرچه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شددر بحر جوید او را غواص کاشنا شد
  9. G840:9 از میل مرد و زن خون جوشید وان منی شدوانگه از آن دو قطره یک خیمه در هوا شد
  10. G840:10 وانگه ز عالم جان آمد سپاه انسانعقلش وزیر گشت و دل رفت پادشا شد
  11. G840:11 تا بعد چند گاهی دل یاد شهر جان کردواگشت جمله لشکر در عالم بقا شد
  12. G840:12 گویی چگونه باشد آمدشد معانیاینک به وقت خفتن بنگر گره گشا شد

ganjoor: sh840 · public domain