خواندن› دفتر ۲› بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه› بیت ۱۱۸
M2:118 — گفت آری موی ابرو شد کمان / سوی تو افکند تیری از گمان
M2:118
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
عمر به آن مرد گفت که موی خمیدهی ابروی خودت را با هلال ماه اشتباه گرفتهای و این خطای دید، تو را به گمان و خیال باطل انداخته است.
این بیت در داستان مردی آمده که در زمان خلافت عمر، ادعا میکند هلال ماه رمضان را دیده است. عمر، که خود به افلاک و نجوم آشناتر است، هلال را نمیبیند و از مرد میخواهد که دستش را خیس کند و بر ابرویش بکشد. وقتی مرد چنین میکند، دیگر «ماه» را نمیبیند و به اشتباه خود پی میبرد.
عمر در این بیت، با یک تصویرسازی زیبا، علت این خطای دید را توضیح میدهد. او موی خمیدهی ابروی مرد را به یک «کمان» تشبیه میکند. این کمان، تیری به سوی صاحب خود پرتاب کرده است، اما این تیر واقعی نیست، بلکه «تیری از گمان» است. به عبارت دیگر، یک مانع کوچک و درونی (موی ابرو) باعث شده است که آن مرد، حقیقت بیرونی (آسمان) را اشتباه ببیند و دچار توهم شود.
مولانا از این داستان ساده نتیجهای عمیق و عرفانی میگیرد: وقتی یک موی کج و کوچک میتواند حجاب آسمان شود و انسان را به چنین ادعای باطلی وادارد، باید دید که کجیها و انحرافات درونی و نفسانی ما (مانند خودبینی، شهوت و غضب) تا چه اندازه میتوانند مانع درک حقیقت شوند و ما را از دیدن واقعیت هستی محروم کنند.
- گمان
- پندار، خیال، شک، تصور باطل
- افکند
- انداخت، پرتاب کرد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.