خواندن› دفتر ۲› بخش ۹۳ - کرامات ابراهیم ادهم قدس الله سره بر لب دریا› بیت ۳۲۲۵
M2:3225 — پیش اهل دل ادب بر باطنست / زانک دلشان بر سرایر فاطنست
M2:3225
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
شرح
جلسهٔ 14 — [33:27:00] داستان ابراهیم ادهم و ادب باطنی
خلاصه میگه نزد اولیا، دانایان و اهل باطن که میری، ادب به این نیستش که خودت رو جمع و جور کنی و لباس مرتب بپوشی و دو زانو بشینی. دلت رو باید نگه داری. اگر در دل تو اندیشههای فاسد، اندیشههای متعفن، اندیشههای زشت بگذره، این بیادبیست. ولو اینکه ظاهرت بسیار هم آراسته باشه.
برای اینکه دل تو رو میبینه و این دل تو رو که میبینه، بیادبی نهانی تو هم برای او ظاهر میشه. و بعد دیگه دنباله داستان است که شیخ سوزن را در آن دریا فکند، خواست سوزن را به آواز بلند برای اینکه نشان بده به اون امیر که من سلطنت باطنی و واقعی دارم گرچه که سلطنت ظاهری رو از دست نهادهام، سوزنش رو در دریا افکند و به صدای بلند به ماهیان آواز داد که سوزن من رو به من برگردانید.
جلسهٔ 15 — [07:10:00] ادب باطن در حضور اهل دل و داستان ابراهیم ادهم
به زبانِ تو — AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.