خواندن دفتر ۳ بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد بیت ۱۰۴۶

M3:1046 — می‌سُکست او بند و زان بانگ بلند / هر طرف می‌رفت چاقاچاق بند

می‌سُکست او بند و زان بانگ بلندهر طرف می‌رفت چاقاچاق بند
✦ ارائه این بیت به your language

M3:1046

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.