خواندن دفتر ۶ بخش ۶۳ - مثل بیت ۱۸۳۰

M6:1830 — در عمارتها سگانند و عقور / در خرابیهاست گنج عز و نور

در عمارتها سگانند و عقوردر خرابیهاست گنج عز و نور
✦ ارائه این بیت به your language

M6:1830

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در عمارت‌های به ظاهر آباد، سگان گزنده و هار کمین کرده‌اند، اما گنج عزت و نور حقیقی در ویرانه‌ها و خرابی‌هاست. معنا: این بیت بیان می‌دارد که فریب ظواهر را نباید خورد؛ زیرا در آبادی‌های سطحی و فریبنده، خطرها و پلیدی‌های باطنی نهفته است، در حالی که گنج واقعی ارزش‌ها و نور معرفت الهی در مکان‌های فروتن و به ظاهر خراب‌شده یافت می‌شود.

شرح

من این بیت را دعوت‌نامه‌ای برای بینش باطنی می‌دانم؛ دعوتی برای گذار از ظاهر به باطن. مولانا می‌گوید ظاهر را ملاک قرار ندهید. این جهان، جهانی‌ست که در آن «بزوغ اندر کسوف» است؛ یعنی درخشش‌ها در تیرگی‌ها پنهان‌اند. حقیقت، همچون خورشیدی زیر ابر، خود را آشکار نمی‌کند و این مایه گمراهی بسیاری از فیلسوفان شده است.

«در عمارت‌ها سگانند و عقور». عمارت‌ها، جاهای آباد و پر زرق و برق ظاهر این جهان‌اند. آنجا که ظاهراً همه‌چیز مهیاست، اما در باطن، سگان هار و گزنده کمین کرده‌اند. این سگان نه تنها نماد نادانی و کفران نعمت‌اند (همان «کپی‌خویان» که پیش‌تر مولانا از آن‌ها گفت)، بلکه نمادی از هیاهو و تعارضات جهان ظاهری‌اند که آرامش را از انسان می‌ستانند. به تعبیر مولانا، بسیاری از مکان‌ها و محفل‌ها در ظاهر پرجمعیت و باشکوهند، اما در حقیقت از معنا و از یک «آدم حسابی» خالی‌اند. این شبیه به کعبه نیست که با وجود خالی بودن از جمعیت، از خدا لبریز است. اینها جمعیت دارند اما از روحانیت تهی‌اند. حتی حدیث نبوی «ایاکم و المثله ولو بالکلب العقور» (زنهار که مثله نکنید، حتی سگ هار را) به ذهن می‌آید که این «عقور» بودن حکایت از یک حالت وحشیانه و مخرب باطنی دارد.

در مقابل، «در خرابی‌هاست گنج عز و نور». این «خرابی‌ها» همان قلمروهای فراموش‌شده، مکان‌های فروتنی و بی‌ادعایی، و فضاهای تهی از هیاهوی جهان‌اند. اینجا مکانی برای یافتن «گنج عز و نور» است؛ یعنی گنج عزت حقیقی و نور معرفت الهی. این خرابی‌ها، نمادی از دل‌های شکسته و فروتن نیز هستند که آماده پذیرش نور حق‌اند، چرا که خود را از توهمات جهان ظاهری تهی کرده‌اند.

این اندیشه، بیانگر نکته‌ای عمیق‌تر است که من به آن «پرده‌ای بودن ما» می‌گویم. خیام نیز می‌گفت: «اسرار ازل را نه تو دانی و نه من، وین خط معما نه تو خوانی و نه من. هست از پس پرده گفتگوی من و تو، چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من.» ما خود پرده‌ایم؛ «تو خود حجاب خودی حافظ، از میان برخیز». این بزوغ اندر کسوف که حقیقت را پنهان می‌کند، نه از غیبت خدا، که از پرده‌ای بودن ادراک خود ماست. مولانا اینجا مستقیماً فیلسوفان را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: اگر حقیقت آشکار بود، این همه فیلسوف راه گم نمی‌کردند. حقیقت نه آنچنان آشکار است که به راحتی دیده شود و نه زبان آنچنان شفاف است که بتوان آن را بازگفت. ما در عصری زندگی می‌کنیم که به تعبیر مارتین بوبر، خداوند نیز در کسوف رفته است؛ در زندان صنعت و هیاهوی بی‌امان، صدای او را نمی‌شنویم. این بیت دعوتی‌ست به گشتن در «خرابی‌ها» و «سکوت‌ها» برای شنیدن آن صدای پنهان و یافتن آن گنج ازلی.

نکات کلیدی

  • ظواهر فریبنده‌اند: آنچه به ظاهر آباد و پرجلال است، اغلب محل رشد پلیدی‌های باطنی و گزندگی‌ست.
  • گنج حقیقی در فروتنی‌ست: عزت و نور الهی در مکان‌ها و حالاتِ به ظاهر ویران و نادیده‌گرفته‌شده یافت می‌شود.
  • فهم باطنی بر ظاهربینی اولویت دارد: مولانا به «عاقبت‌بینان» اشاره می‌کند که فرق میان پری و تهی بودن حقیقی را می‌دانند.
  • حقیقت در کسوف است: این جهان، جهانی‌ست که در آن حقیقت پنهان است و این پنهان‌بودگی مایه گمراهی فیلسوفان شده است.
  • ما خود حجابیم: عمده‌ترین پرده‌ای که حقیقت را می‌پوشاند، خود ما و ادراکات ظاهربینانه ماست.
  • دعوت به سکوت و درون‌نگری: در هیاهوی جهان امروز، یافتن گنج معرفت مستلزم رجوع به خرابی‌ها و سکوت‌هاست.

Sources: d6-s40 · 00:56:42 d6-s40 · 00:54:15 d6-s40 · 00:59:09

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.