خواندن دفتر ۶ بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیه‌السلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول باد بیت ۲۲۳۸

M6:2238 — در وجوه وجه او رو خرج شو / چون الف در بسم در رو درج شو

در وجوه وجه او رو خرج شوچون الف در بسم در رو درج شو
✦ ارائه این بیت به your language

M6:2238

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در ذات و صفات او خود را فانی کن و چون الف «بسم» در آن درج شو. معنا: مولانا می‌گوید که سالک باید وجود خود را در وجود خداوند و صفات او محو کند، درست همانند الفی که در کلمه «بسم» پنهان است اما معنای آن را کامل می‌کند.

شرح

ابتدا باید بگویم، این بیت یک استعارهٔ عمیق از فرایند توحید و فنا در ذات الهی است، به همان سان که پیش‌تر از هلاکت و نیستی همه چیز «إِلَّا وَجْهَهُ» (مگر وجه او) سخن گفتم. اینجا مولانا یک قدم جلوتر می‌رود و می‌گوید سالک چگونه باید خود را در این «وجه» و «وجوه» حق محو کند.

«وجه او» اشاره به ذات یگانه و بسیط خداوند دارد، و «وجوه او» صفات متکثر الهی‌اند؛ همان‌ها که ما از طریقشان ذات یگانه را می‌شناسیم. ما این ذات مطلق را جز از طریق جلوه‌هایش، از طریق صفات رحمانی و ودودی و غفوری‌اش درنمی‌یابیم. بنابراین، سالک باید در هر دو محو شود: هم در ذات مطلق بی‌نام و نشان، و هم در جلوه‌های متکثر و صفات آشکارش. این «خرج شدن» و «فانی شدن» به معنای محو هویت شخصی و ارادهٔ فردی در اراده و هستی حق است. این همان بی‌صورتی است؛ یعنی رها کردن تمام قالب‌های مفهومی و هویتی که ذهن بر ما و جهان می‌نهد. در این آتش توحید، سالک تمام خیال‌ها و مفاهیم کثرت‌بخش خود را می‌سوزاند و به نقطه‌ای می‌رسد که وجودش تماماً وجه حق است.

مثالی که مولانا می‌آورد، بی‌نظیر است و نشان از درک عمیق او از ظرایف زبانی و قرآنی دارد: «چون الف در بسم در رو درج شو». همه ما می‌دانیم که در نگارش «بسم الله الرحمن الرحیم» در قرآن، الف «اسم» حذف می‌شود؛ یعنی به جای «باسم»، «بسم» می‌نویسیم. این الف از حیث لفظ و شکل ظاهری غایب است، اما از حیث معنا و قرائت حاضر است و ما آن را «بِاسم» می‌خوانیم. مولانا از این حذف ظاهری، تفسیری عارفانه ارائه می‌دهد. او می‌گوید سالک نیز باید چنین شود: وجودت از حیث صورت و استقلال ظاهری محو شود، اما در باطن و معنا، حضوری عمیق‌تر و حقیقی‌تر یابد. این گم شدنِ در حضور است، نه گم شدنِ در غیبت. این نه تنها یک تصویر شعری، که یک آموزهٔ وجودی و معرفت‌شناسانه است؛ همان درسی که مثنوی می‌آموزد: «محو می‌باید نه نحو».

نکات کلیدی

  • سالک باید هویت فردی خود را در ذات و صفات الهی محو کند.
  • فنا، به معنای نادیده گرفتن صورت ظاهری وجود و یافتن حضور عمیق‌تر معنایی در حق است.
  • تشبیه به «الف در بسم» نشان می‌دهد که محو شدن به معنای نابودی نیست، بلکه حضور در عین غیبت ظاهری است.
  • این بیت تاکید می‌کند که رسیدن به وحدت، مستلزم رها کردن کثرات ذهنی و هویتی است.
  • این فرآیند «بی‌صورتی» است؛ یعنی بازگشت به منبع بی‌شکل هستی.

Sources: d6-s52 · 00:23:40

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.