خواندن دفتر ۶ بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بود بیت ۲۴۱۸

M6:2418 — مؤمن و ترسا جهود و گبر و مغ / جمله را رو سوی آن سلطان الغ

مؤمن و ترسا جهود و گبر و مغجمله را رو سوی آن سلطان الغ
✦ ارائه این بیت به your language

M6:2418

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی و مجوسی، همه روی خویش به سوی آن سلطان بی‌همتا دارند.

معنا: مولانا در این بیت می‌فرماید که با وجود تنوع ظاهری ادیان و مذاهب، تمامی انسان‌ها، اگر با خلوص نیت باشند، در نهایت به یک سرچشمهٔ یگانه و خدای واحد رو می‌آورند.

شرح

در این بیت شریف، مولانا از چند طایفهٔ دینی نام می‌برد: «مؤمن» که در اینجا اشاره به مسلمان دارد، «ترسا» که به مسیحیان می‌گویند، «جهود» که یهودیان هستند، و «گبر و مغ» که به ترتیب اشاره به زرتشتیان و موبدان دارند. این بیت در چارچوب حکایت سه مسافر – مسلمان و ترسا و جهود – مطرح می‌شود که شرح آن را شمس تبریزی آورده و مولانا بسط داده است. این حکایت، بستری است برای مولانا تا رأی عمیق خود را در باب وحدت مقصد ادیان بیان کند.

من پیش‌تر هم گفته‌ام که مولانا، در مقام شریعت، مؤمن را هدایت‌یافته و دیگران را گمراه می‌داند؛ این یک نگاه فقهی است. اما بی‌گمان، در مقام طریقت و حقیقت، او رأی دیگری دارد و معتقد است که اختلاف یهود و نصارا و اسلام، در واقع اختلاف چشم‌اندازها، منظرها و پرسپکتیوهاست. هر پیامبری از یک زاویه به امر متعالی نظر کرده و دریافت خود را با قوم خویش در میان نهاده است. همه به یک مقصد نظر دارند، اما از راه‌های گوناگون و با زبانی متفاوت سخن می‌گویند. این بیت به صراحت می‌گوید که «جمله را رو سوی آن سلطان الغ». همهٔ این گروه‌ها، با تمام تفاوت‌هایشان، رو به سوی یک «سلطان الغ» دارند؛ سلطانی که بی‌همتا و مطلق است و هر کثرتی در او به وحدت می‌انجامد.

مولانا نگاه ویژه‌ای به مسیحیان دارد؛ هیچ‌گاه دربارهٔ آن‌ها تعبیرات زشتی به کار نمی‌برد. او تواضع و حسن خلق و پاکیزگی آن‌ها را می‌پسندید و عیسی را به یک معنا پدر تصوف اسلامی می‌دانست. اما گاهی اوقات، تعبیرات تندی دربارهٔ یهودیان و گبران به کار می‌برد که من آن را شور مسلمانی یا غیرت او می‌نامم. با این همه، مولانا از آن نگرش متعصبانه عبور می‌کند و می‌فرماید: «هیچ کافر را به خواری منگرید / که مسلمان مردنش باشد امید». این نکته، سنگ‌بنای «پلورالیسم نجات» است؛ یعنی اگرچه حقیقت یکی‌ست، اما راه‌های رسیدن به نجات متعددند و حسن نیت و آرمان‌های بلند، معیار اصلی رستگاری است، نه صرفاً پیروی از یک شریعت خاص. بنابراین، در نگاه حقیقت‌بین مولانا، همهٔ این مذاهب، اگر با خلوص و صدق، به سوی کمال و تعالی سیر کنند، در نهایت به یک مبدأ و مقصد واحد متوجه‌اند.

تأیید این نگاه را می‌توان در رؤیای آن جهود مسافر دید که مولانا در ادامهٔ همین داستان روایت می‌کند. جهود خواب می‌بیند که موسی او را به کوه طور می‌برد، نوری تجلی می‌کند که او و موسی و کوه را محو می‌کند، سپس کوه سه شاخه می‌شود که یکی آب تلخ دریا را شیرین می‌کند، دیگری چشمهٔ دارویی از زمین برمی‌آورد و سومی به سوی کعبه و عرفات پرواز می‌کند. در نهایت، جهود می‌بیند که کوه بر جای خود است، اما تمام بیابان پر از خلایقی شبیه موسی است که نغمهٔ «ارنی» سر داده‌اند؛ و بعد در می‌یابد که «انبیا بودند ایشان، اهل ود، اتحاد انبیاام فهم شد». این تجربهٔ رؤیایی، که گویی تجربهٔ خود مولاناست که بر زبان جهود جاری می‌شود، نشان می‌دهد که در عمق تجربهٔ عرفانی، مرزهای ظاهری ادیان برداشته می‌شود و وحدت حقیقت و انبیا هویدا می‌گردد. «وحی بی‌زبان» یا تجلی بی‌واسطهٔ حق، مرزها را در هم می‌شکند و نشان می‌دهد که راه به سوی «سلطان الغ» برای همهٔ جویندگان حقیقی گشوده است.

نکات کلیدی

  • مقصد نهایی همهٔ جویندگان حقیقی، فارغ از ظاهر ادیانشان، همان حقیقت واحد الهی است.
  • تفاوت ادیان، اختلاف در چشم‌اندازها و پرسپکتیوهاست، نه در ذات حق یا هدف نهایی.
  • تجربه‌های عرفانی عمیق (مانند رؤیای جهود مسافر) مرزهای ظاهری ادیان را در هم می‌شکند و وحدت انبیا را آشکار می‌سازد.
  • مولانا به «پلورالیسم نجات» باور دارد: نیت خالص و آرمان‌گرایی، معیار رستگاری است، نه صرفاً پیروی از یک شریعت خاص.
  • حتی تعابیر تند مولانا دربارهٔ برخی گروه‌ها، با «هیچ کافر را به خواری منگرید» تعدیل و به رویکردی فراگیر منجر می‌شود.
  • «سلطان الغ» نمادی از قدرت و وحدت مطلق الهی است که همهٔ کثرات را به سوی خود می‌کشد.

Sources: d6-s56 · 19:40 d6-s56 · 20:30 d6-s56 · 20:45 d6-s56 · 28:38 d6-s56 · 36:00 d6-s56 · 37:00

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.