خواندن› دفتر ۶› بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوندزادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهترزادهای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و میگداخت و هیچ طبیب علت او را در نمییافت و او را زهرهٔ گفتن نه› بیت ۲۷۶
M6:276 — پس سرش را شانه میکرد آن ستی / با دو صد مهر و دلال و آشتی
پس سرش را شانه میکرد آن ستیبا دو صد مهر و دلال و آشتی
✦ ارائه این بیت به your language
M6:276
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.