خواندن دفتر ۶ بخش ۱۰۴ - بیان استمداد عارف از سرچشمهٔ حیات ابدی و مستغنی شدن او از استمداد و اجتذاب از چشمه‌های آبهای بی‌وفا کی علامة ذالک التجافی عن دار الغرور کی آدمی چون بر مددهای آن چشمه‌ها اعتماد کند در طلب چشمهٔ باقی دایم سست شود کاریز درون جان تو می‌باید کز عاریه‌ها ترا دری نگشاید یک چشمهٔ آب از درون خانه به زان جویی که آن ز بیرون آید بیت ۳۶۱۶

M6:3616 — گفت حق خود او جدا شد از بهی / تو بدین تزویرها هم کی رهی

گفت حق خود او جدا شد از بهیتو بدین تزویرها هم کی رهی
✦ ارائه این بیت به your language

M6:3616

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: حق گفت که خود او از نیکی و شایستگی دور شد؛ تو نیز با این فریب‌کاری‌ها کی می‌توانی رهایی یابی؟ معنا: این بیت هشداری از سوی خداوند است که حتی کسی که فریب شیطان را خورده، با پذیرش آن فریب، خود از راه نیکی و حق دور شده و با توسل به تزویرهای خود راه نجاتی نخواهد یافت.

شرح

مولانا در اینجا، با لحنی قاطع که از زبان حق بیان می‌شود، به سرنوشت فریب‌خورده و فریب‌کار در مواجهه با عدل الهی می‌پردازد. این بیت، بخشی از داستانی است که در آن شیطان، انسان را با وعده‌های دروغین و تزیین زشتی‌ها به خطر می‌افکند و سپس در لحظهٔ عسرت او را رها می‌کند. در چنین وضعیتی، انسان فریب‌خورده از شیطان یاری می‌طلبد، اما شیطان پاسخ می‌دهد که اگر تو از عدل کردگار نمی‌ترسی، من می‌ترسم و بیزاری خود را اعلام می‌کند. در همین نقطه، ندای حق بلند می‌شود و به فریب‌خورده می‌گوید:

«گفت حق خود او جدا شد از بهی»

این عبارت، جوهرهٔ مسئولیت‌پذیری انسان را حتی در مقام قربانی تبیین می‌کند. «خود او» اشاره به همین انسانی دارد که فریب خورده است. خداوند حکم می‌کند که این شخص، با میل خود یا با سستی و بی‌مبالاتی، از «بهی» یعنی نیکی، شایستگی، راه حق و حقیقت جدا شده است. این جدایی، صرفاً نتیجهٔ عمل شیطان نیست، بلکه حاصل نوعی رضایت یا بی‌اعتنایی درونی خود انسان به حقیقت است. انسانِ فریب‌خورده، تنها یک مفعول محض نیست؛ او در پذیرش فریب و دوری از اصل نیکی، فاعلیت داشته است و به تعبیر من، انتخاب‌هایی کرده که او را از سرچشمهٔ خیر دور ساخته است.

«تو بدین تزویرها هم کی رهی؟»

این بخش، خطاب مستقیمی است از سوی حق به همان انسان فریب‌خورده. «تزویرها» در اینجا می‌تواند اشاره به ترفندهایی باشد که انسان پس از فریب خوردن به آن‌ها متوسل می‌شود تا شاید خود را از عواقب عملش برهاند، یا شاید به فریبکاری‌های درونی خود و توجیه اعمالش. اما حق به صراحت می‌پرسد که چگونه با چنین تزویرهایی می‌توانی نجات یابی؟ این پرسش، بلاغی است و نفی رهایی را در پی دارد. یعنی راه نجات، بازگشت به «بهی» و صدق است، نه فریبکاری‌های بیشتر.

مولانا بلافاصله این حکم الهی را با آیاتی دیگر کامل می‌کند که فاعل و مفعول، یعنی فریب‌کار و فریب‌خورده، هر دو در روز شمار «رو سیاه‌اند و حریف سنگسار». این حکم، تأکیدی مضاعف بر آن است که هیچ‌کدام از این دو گروه، از تبعات اعمال خود رها نخواهند بود. در اینجا «گول» (یعنی فرد ساده‌لوح و فریب‌خورده) و «غول» (یعنی فریب‌کار و راهزن)، هر دو از «خلاص و فوز» (رهایی و رستگاری) محروم‌اند و در این دنیا و آن دنیا در «گل» غفلت فرو خواهند رفت. این یعنی که در نظام عدل الهی، بی‌تفاوتی و عدم هوشیاری در برابر فریب، انسان را از مسئولیت سلب نمی‌کند. این نگاه عمیق مولانا، که من بارها به آن اشاره کرده‌ام، ما را به این نکته رهنمون می‌شود که حتی در قربانی بودن، درجاتی از مسئولیت و انتخاب نهفته است که در نهایت سرنوشت اخروی ما را رقم می‌زند.

نکات کلیدی

  • عدل الهی حتی فریب‌خورده را نیز بی‌مسئولیت نمی‌داند؛ جدایی از «بهی» انتخاب اوست.
  • تزویر، چه از جانب فریب‌کار و چه از جانب فریب‌خورده، راه نجات نیست.
  • در نظام الهی، راهزن و رهزنی‌شده (فریب‌کار و فریب‌خورده) هر دو عواقب اعمالشان را می‌بینند.
  • بی‌تفاوتی یا ساده‌لوحی (گول بودن) انسان را از پاسخگویی در پیشگاه حق معاف نمی‌کند.
  • رهایی از دام گمراهی در گرو هوشیاری، انتخاب مسیر نیکی و پرهیز از توجیهات درونی است.

Sources: d6-s80 · 00:03:34 d6-s80 · 00:05:06 d6-s80 · 00:06:11

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.