خواندن دفتر ۶ بخش ۱۰۷ - دیدن ایشان در قصر این قلعهٔ ذات الصور نقش روی دختر شاه چین را و بیهوش شدن هر سه و در فتنه افتادن و تفحص کردن کی این صورت کیست بیت ۳۷۶۷

M6:3767 — ما کنون دیدیم شه ز آغاز دید / چندمان سوگند داد آن بی‌ندید

ما کنون دیدیم شه ز آغاز دیدچندمان سوگند داد آن بی‌ندید
✦ ارائه این بیت به your language

M6:3767

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ما آنچه را که اکنون می‌بینیم، آن پادشاه از آغاز می‌دید؛ چه بسیار سوگندمان داد آن بی‌همتا و بی‌نظیر.

معنا: این بیت بیانگر حسرت و پشیمانی از نادیده گرفتن هشدارهای یک پیشوا یا مرشد بی‌همتاست که سرانجام و عاقبت امور را از ابتدا می‌دانسته است، در حالی که ما تنها پس از تجربه و افتادن به بلا، حقیقت را درمی‌یابیم.

شرح

ما در اینجا به یک نقطهٔ اوج از مثنوی می‌رسیم که مولانا حقیقت را در قالب یک تمثیل داستانی، به ژرف‌ترین شکل ممکن بیان می‌کند. این شهزادگان که دل‌باختهٔ صورت‌های فریبنده شده‌اند و اکنون گرفتار خلش و درد عشق‌اند، به گذشته نگریسته و با حسرتی عمیق می‌گویند: «ما کنون دیدیم، شه ز آغاز دید / چندمان سوگند داد آن بی‌ندید». یعنی آنچه که اکنون برای ما مکشوف گشته و رنج و پشیمانی‌اش را با جان حس می‌کنیم، آن پادشاه بی‌نظیر (که اینجا نماد پدر و مرشد و پیشوای آگاه است) از همان ابتدا می‌دانست و بارها و بارها ما را سوگند داد و از این راه برحذر داشت. این تنها یک ندامت فردی نیست، بلکه بازتابی از یک اصل کلان‌تر است که مولانا بلافاصله پس از این بیت به آن می‌پردازد.

من قویاً معتقدم که مولانا در اینجا به نقش پیامبران و اولیا اشاره می‌کند. آن «شه بی‌ندید» در حقیقت اشاره‌ای است به انبیا و هادیان الهی که بر خلاف ما که تنها «اکنون» و پس از وقوع مصائب و فتنه‌ها حقایق را درمی‌یابیم، آنان «از آغاز» و از سرچشمهٔ بصیرت به «پایان» امور آگاه بوده‌اند. مولانا می‌فرماید: «انبیا را حق بسیّار است از آن / که خبر کردند از پایانمان». این حق عظیم از کجا می‌آید؟ از اینکه ایشان غیب‌بین بوده‌اند، عاقبت کار را می‌دیده‌اند و به ما که نگاه‌مان به امروز و محدود به لحظه است، از فرجام کار خبر می‌دادند. این دقیقاً همان عقل دوراندیشی است که دین‌ها به دنبال تربیت آن در ما هستند، در مقابل عقل سطحی که فقط امروز را می‌بیند.

فلسفهٔ بنیادین دین، آن‌گونه که من همواره تأکید کرده‌ام، آباد کردن زندگی اخروی ماست. انبیا اصالتاً به این جهان نظر ندارند و دنیا را به عقل بشر واگذار کرده‌اند تا خودش آن را اداره کند. آن‌ها نیامده‌اند تا به ما سیاست، کشاورزی یا صنعت بیاموزند. غایت پیامبری، نه تدبیر معاش دنیا که تدبیر معاد است. دین برای این حیات موقت و گذرگاه دنیا، به طور حداقلی و از سرِ نظر به مقصد ابدی، درس‌هایی داده است. این یعنی ما در هر انتخاب و هر دل‌بستگی، باید عاقبت‌بین باشیم و هشدارهای آن «بی‌ندید» را به یاد بیاوریم. این حسرت «ما کنون دیدیم»، در واقع نالهٔ بشری است که هشدارها را نشنید و اکنون در دام بلا گرفتار شده، و تنها زمانی می‌فهمد که دیگر دیر شده است؛ درست بر خلاف آن وجود فرزانه‌ای که همه چیز را از ابتدا می‌دید.

نکات کلیدی

  • بیت، بیانگر حسرتِ دیرفهمی ما در برابر بصیرت پیشینِ راهنمایان خردمند است.
  • آن «شه بی‌ندید» نماد انبیا و اولیاست که عاقبت امور را از آغاز می‌دانستند.
  • دین و پیامبران، با «عقل دوراندیش»، ما را به فرجام کارها آگاه می‌کنند تا اسیر «اکنون» نشویم.
  • فلسفهٔ بنیادین دین، نه تدبیر امور دنیوی، بلکه هدایت به سوی حیات جاودانه و اخروی است.

Sources: d6-s84 · 02:39:48 d6-s84 · 02:41:23

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.