خواندن› دفتر ۶› بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بیدریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره› بیت ۳۸۲۰
M6:3820 — دیدش و بشناختش چیزی نداد / روز دیگر رو بپوشید از لباد
دیدش و بشناختش چیزی ندادروز دیگر رو بپوشید از لباد
✦ ارائه این بیت به your language
M6:3820
❋ ❋ ❋
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
❋
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.