خواندن دفتر ۶ بخش ۱۰۸ - حکایت صدر جهان بخارا کی هر سایلی کی به زبان بخواستی از صدقهٔ عام بی‌دریغ او محروم شدی و آن دانشمند درویش به فراموشی و فرط حرص و تعجیل به زبان بخواست در موکب صدر جهان از وی رو بگردانید و او هر روز حیلهٔ نو ساختی و خود را گاه زن کردی زیر چادر وگاه نابینا کردی و چشم و روی خود بسته به فراستش بشناختی الی آخره بیت ۳۸۲۴

M6:3824 — هم شناسیدش ندادش صدقه‌ای / در دلش آمد ز حرمان حرقه‌ای

هم شناسیدش ندادش صدقه‌ایدر دلش آمد ز حرمان حرقه‌ای
✦ ارائه این بیت به your language

M6:3824

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.