خواندن دفتر ۶ بخش ۱۰۹ - حکایت آن دو برادر یکی کوسه و یکی امرد در عزب خانه‌ای خفتند شبی اتفاقا امرد خشت‌ها بر مقعد خود انبار کرد عاقبت دباب دب آورد و آن خشت‌ها را به حیله و نرمی از پس او برداشت کودک بیدار شد به جنگ کی این خشت‌ها کو کجا بردی و چرا بردی او گفت تو این خشت‌ها را چرا نهادی الی آخره بیت ۳۸۴۴

M6:3844 — کوسه را بد بر زنخدان چار مو / لیک هم‌چون ماه بدرش بود رو

کوسه را بد بر زنخدان چار مولیک هم‌چون ماه بدرش بود رو
✦ ارائه این بیت به your language

M6:3844

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط‌ شدهٔ مثنوی وی

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن نوجوان کوسه بر چانه‌اش چهار تار مو داشت، اما چهره‌اش همچون ماه کامل درخشان بود. معنا: این بیت یکی از دو برادر داستان را توصیف می‌کند؛ آنکه با وجود چند تار مو بر چانه، چهره‌ای زیبا و ماهتاب‌گون داشت و از تعرض در امان مانده بود.

شرح

من اینجا به داستانی اشاره می‌کنم که مولانا برای بیان نکته‌ای عمیق، از آن بهره برده است؛ داستانی که شاید در نگاه اول "رکیک" و دور از انتظار باشد، اما مولانا به سادگی و بدون ابا از آن استفاده می‌کند. این بیت به توصیف یکی از دو برادر در آن داستان می‌پردازد: جوانی که تازه چهار تار مو بر زنخدانش روییده بود، یعنی هنوز کاملاً بالغ نشده و چهره‌ای "کوسه" داشت. اما نکتهٔ مولانا اینجاست که با وجود این موهای اندک، او چنان زیبا و دلربا بود که چهره‌اش به ماه شب چهارده تشبیه شده است. این زیبایی و کمال درونی، فارغ از علائم ظاهری بلوغ یا کمال جسمانی، مورد نظر مولاناست. داستان در عزب‌خانه‌ای می‌گذرد، جایی که مولانا نقدی جدی بر آن وارد می‌کند و وضعیت نابسامان برخی خانقاه‌ها را که از رسالت اصلی خود منحرف شده‌اند، به این "عزب‌خانه‌ها" تشبیه می‌کند. آن برادر دیگر، که "امرد" (بدون موی صورت) بود، از ترس تعرض، دور خود خشت چیده بود، اما این برادر "کوسه" با آن چهرهٔ ماهتاب‌گون و فقط "چهار مو"، در امان می‌ماند. این در امان ماندن، به عقیدهٔ مولانا، چیزی جز "عنایت الهی" نیست. یعنی گاهی اوقات، زیبایی و معصومیتی درونی وجود دارد که خود به خود حافظ انسان می‌شود و او را از تعرض پلیدان در امان نگه می‌دارد. این بیت به ما می‌آموزد که ظاهر فریبنده نیست و آنچه مهم است، جوهر و باطن زیباست که می‌تواند تجلی‌گاه عنایت حق باشد. این نگاه مولانا، عمق دیگری به مفهوم زیبایی می‌بخشد که فراتر از جسم و صورت ظاهری می‌رود و به نوعی از زیبایی معنوی اشاره دارد که حفاظت الهی را با خود می‌آورد.

نکات کلیدی

  • ظاهر فریبنده نیست؛ زیبایی واقعی در جوهر و باطن است.
  • حفاظت و عنایت الهی گاهی از مجاری غیرمنتظره و بر اساس زیبایی باطنی فرد می‌رسد.
  • مولانا حتی از داستان‌های «رکیک» برای بیان نکات عمیق و اخلاقی استفاده می‌کند.
  • نقد مولانا به انحراف برخی خانقاه‌ها از رسالت معنوی‌شان.

Sources: d6-s86 · 55:03:00 d6-s86 · 57:51:00 d6-s86 · 01:00:31

به زبانِ تو — AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.