خواندن› دفتر ۶› بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره› بیت ۳۹۲۶
M6:3926 — نار دوزخ جز که قشر افشار نیست / نار را با هیچ مغزی کار نیست
M6:3926
شرحِ سروش — برگرفته از لکچرهای ضبط شدهٔ مثنوی وی
شرح
جلسهٔ 09 — [01:39:59] پرسش و پاسخ: بیصورتی و جسمانیت در معاد
همونی که برای دیگران، پاپوشی که درست میکنی، اونجا میشه پاپوش تو. یعنی یه کفش مثلاً آتشی میشود و امثال اینها. یا مثلاً در مورد جهنم که خب اون خیلی حرفهای مهمی داره:
آتش جهنم پوستها رو میسوزونه و از بین میبره. مغزها همه برجا میمانند. میبینید که تمثیلات جسمانیه. تمثیلات هیچکدوم روحانی نیست و من به یاد نمیارم که در مثنوی یا در دیوان شمس جایی مولوی به معاد روحانی محض اشاره کرده باشد. جسم همیشه همراه آدمی است.
به زبانِ تو — AI
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.