دیوان شمس› غزل ۱۴۱۳ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G1413 · ۸ بیت
غزل شمارهٔ ۱۴۱۳
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G1413:1 کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارمدر آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم
- G1413:2 ز عقل خود چو رفتم من سر زلفش گرفتم منکنون در حلقه زلفش گرفتارم گرفتارم
- G1413:3 چو هر دم می فزون باشد ببین حالم که چون باشدچنان میهای صدساله چنین عقلی که من دارم
- G1413:4 بگوید در چنان مستی نهان کن سر ز من رستیمسلمانان در آن حالت چه پنهان ماند اسرارم
- G1413:5 مرا می گوید آن دلبر که از عاشق فنا خوشترنگارا چند بشتابی نه آخر اندر این کارم
- G1413:6 چو ابر نوبهاری من چه خوش گریان و خندانماز آن میهای کاری من چه خوش بیهوش هشیارم
- G1413:7 چو عنقا کوه قافی را تو پران بینی از عشقشاگر آن که خبر یابد ز لعل یار عیارم
- G1413:8 منم چو آسمان دوتو ز عشق شمس تبریزیبزن تو زخمه آهسته که تا برنسکلد تارم
ganjoor: sh1413 · public domain