دیوان شمس› غزل ۲۱۳۶ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G2136 · ۹ بیت
غزل شمارهٔ ۲۱۳۶
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2136:1 ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گروچون می ز داد تو بود شاید نهادن جان گرو
- G2136:2 بس اکدش و بس کدخدا کز شور میهای خداکردهست اندر شهر ما دکان و خان و مان گرو
- G2136:3 آن شاه ابراهیم بین کادهم به دستش معرفتمر تخت را و تاج را کردهست آن سلطان گرو
- G2136:4 بوبکر سر کرده گرو عمر پسر کرده گروعثمان جگر کرده گرو و آن بوهریره انبان گرو
- G2136:5 پس چه عجب آید تو را چون با شهان این میکندگر ز آنک درویشی کند از بهر می خلقان گرو
- G2136:6 آن شاهد فرد احد یک جرعهای در بت نهددر عشق آن سنگ سیه کافر کند ایمان گرو
- G2136:7 من مست آن میخانهام در دام آن دردانهامدر هیچ دامی پر خود ننهاده چون مرغان گرو
- G2136:8 بهر چه لرزی بر گرو در کار او جان گو بروجان شد گرو ای کاشکی گشتی دو صد چندان گرو
- G2136:9 خامش رها کن بلبلی در گلشن آی و درنگربلبل نهاده پر و سر پیش گل خندان گرو
ganjoor: sh2136 · public domain