دیوان شمس› غزل ۲۳۰۹ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G2309 · ۱۵ بیت
غزل شمارهٔ ۲۳۰۹
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2309:1 من بیخود و تو، بیخود؛ ما را کِه بَرَد خانِه؟من چَند تو را گفتم: «کم خور، دو سه پیمانه!»؟
- G2309:2 در شهر یکی کس را، هشیار نمیبینمهر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
- G2309:3 جانا! به خرابات آ تا لَذَّتِ جان بینیجان را چِه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
- G2309:4 هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستیوان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
- G2309:5 تو، وقفِ خراباتی، دخلت مِی و خرجت مِیزین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
- G2309:6 ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من، افسانه
- G2309:7 از خانه بُرون رفتم، مَستیم به پیش آمددر هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
- G2309:8 چون کشتیِ بیلَنگر، کَژ میشد و مَژ میشدوز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
- G2309:9 گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخَر زد و گفت: «ای جان!نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
- G2309:10 نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دلنیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
- G2309:11 گفتم، که: «رفیقی کن با من که مَنَت خویشم»گفتا، که: «بِنَشناسم، من، خویش ز بیگانه»
- G2309:12 من، بیدل و دَستارم، در خانهٔ خَمّارمیک سینِه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
- G2309:13 در حلقهٔ لَنگانی، میبایدْت لنگیدناین پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلیانه؟
- G2309:14 سَرمستِ چنان خوبی، کی کم بُوَد از چوبی؟برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
- G2309:15 شمسالحقِ تبریزی! از خلق، چه پرهیزی؟اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
ganjoor: sh2309 · public domain