دیوان شمس غزل ۲۶۴۴ → پیشین · پسین ←

دیوان شمس · G2644 · ۱۵ بیت

غزل شمارهٔ ۲۶۴۴

هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژه‌های دشوار.

  1. G2644:1 یک روز مرا بر لب خود میر نکردیوز لعل لبت جامگی تقریر نکردی
  2. G2644:2 زان شب که سر زلف تو در خواب بدیدمحیران و پریشانم و تعبیر نکردی
  3. G2644:3 یک عالم و عاقل به جهان نیست که او رادیوانه آن زلف چو زنجیر نکردی
  4. G2644:4 بگریست بسی از غم تو طفل دو چشمموز سنگ دلی در دهنش شیر نکردی
  5. G2644:5 در کعبه خوبی تو احرام ببستیمبس تلبیه گفتیم و تو تکبیر نکردی
  6. G2644:6 بگرفت دلم در غمت ای سرو جوان بختشد پیر دلم پیروی پیر نکردی
  7. G2644:7 با قوس دو ابروی تو یک دل به جهان نیستتا خسته بدان غمزه چون تیر نکردی
  8. G2644:8 بس عقل که در آیت حسن تو فروماندوز وی به کرم روزی تفسیر نکردی
  9. G2644:9 در بردن جان‌ها و در آزردن جان‌هاالحق صنما هیچ تو تقصیر نکردی
  10. G2644:10 در کشتنم ای دلبر خون خوار بکردمصد لابه و یک ساعت تأخیر نکردی
  11. G2644:11 در آتش عشق تو دلم سوخت به یک باروز بهر دوا قرص تباشیر نکردی
  12. G2644:12 بیمار شدم از غم هجر تو و روزیاز بهر من خسته تو تدبیر نکردی
  13. G2644:13 خورشید رخت با زحل زلف سیاهتصد بار قران کرد و تو تأثیر نکردی
  14. G2644:14 بر خاک درت روی نهادم ز سر عجزوز قصه هجرانم تحریر نکردی
  15. G2644:15 خامش شوم و هیچ نگویم پس از این منهر چاکر دیرینه چو توفیر نکردی

ganjoor: sh2644 · public domain