دیوان شمس› غزل ۲۹۷۵ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G2975 · ۱۴ بیت
غزل شمارهٔ ۲۹۷۵
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G2975:1 هر روز بامداد به آیین دلبریای جان جان جان به من آیی و دل بری
- G2975:2 ای کوی من گرفته ز بوی تو گلشنیوی روی من گرفته ز روی تو زرگری
- G2975:3 هر روز باغ دل را رنگی دگر دهیاکنون نماند دل را شکل صنوبری
- G2975:4 هر شب مقام دیگر و هر روز شهر نوچون لولیان گرفته دل من مسافری
- G2975:5 این شهسوار عشق قطاریق میرودحیران شدم ز جستن این اسب لاغری
- G2975:6 از برق و آب و باد گذشتهست سم اوآن جا که سم او است نه خشکی است و نه تری
- G2975:7 راهی که فکر نیز نیارد در او شدنشیران شرزه را رود از دل دلاوری
- G2975:8 چه شیر کآسمان و زمین زین ره مهیباز سر به وقت عرض نهادند لمتری
- G2975:9 از هیبت قدر بنهادند رو به جبروز بیم رهزنان نگزیدند رهبری
- G2975:10 آری جنون ساعه شرط شجاعت استبا مایه خرد نکند هیچ کس نری
- G2975:11 تا باخودی کجا به صف بیخودان رسیتا بر دری چگونه صف هجر بردری
- G2975:12 ای دل خیال او را پیش آر و قبله سازقانع مشو از او به مراعات سرسری
- G2975:13 قانع چرا شدی به یکی صورتت که دادپنداشتی مگر که همین یک مصوری
- G2975:14 خاموش باش طبل مزن وقت حمله شددر صف جنگ آی اگر مرد لشکری
ganjoor: sh2975 · public domain