دیوان شمس› غزل ۸۵۴ → پیشین · پسین ←
دیوان شمس · G854 · ۹ بیت
غزل شمارهٔ ۸۵۴
هر بیت را برای صفحهٔ خودش باز کنید — برگردان، شرح، واژههای دشوار.
- G854:1 گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشدغم قصد جان ما کرد گفتا خود این نباشد
- G854:2 غم خود چه زهره دارد تا دست و پا برآردچون خردهاش بسوزم گر خرده بین نباشد
- G854:3 غم ترسد و هراسد ما را نکو شناسدصد دود از او برآرم گر آتشین نباشد
- G854:4 غم خصم خویش داند هم حد خویش دانددر خدمت مطیعان جز چون زمین نباشد
- G854:5 چون تو از آن مایی در زهر اگر درآییکی زهر زهره دارد تا انگبین نباشد
- G854:6 در عین دود و آتش باشد خلیل را خوشآن را خدای داند هر کس امین نباشد
- G854:7 هر کس که او امین شد با غیب همنشین شدهر جنس جنس خود را چون همنشین نباشد
- G854:8 ای دست تو منور چون موسی پیمبرخواهم که دست موسی در آستین نباشد
- G854:9 زیرا گل سعادت بیروی تو نرویدایاک نعبد ای جان بینستعین نباشد
ganjoor: sh854 · public domain