خواندن› دفتر ۲› بخش ۱۱۰ → پیشین · پسین ←
بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد
جستن آن درختی که هر که میوه آن را بخورد نمیرد
- M2:3650 گفت دانایی برای داستانکه درختی هست در هندوستان
- M2:3651 هر کسی کز میوهٔ او خورد و بُردنی شود او پیر نی هرگز بمرد
- M2:3652 پادشاهی این شنید از صادقیبر درخت و میوهاش شد عاشقی
- M2:3653 قاصدی دانا ز دیوان ادبسوی هندوستان روان کرد از طلب
- M2:3654 سالها میگشت آن قاصد ازوگرد هندوستان برای جست و جو
- M2:3655 شهر شهر از بهر این مطلوب گشتنی جزیره ماند و نی کوه و نی دشت
- M2:3656 هر که را پرسید کردش ریشخندکین کی جوید جز مگر مجنونِ بَند
- M2:3657 بس کسان صفعش زدند اندر مزاحبس کسان گفتند ای صاحبفلاح
- M2:3658 جست و جوی چون تو زیرک سینهصافکی تهی باشد کجا باشد گزاف
- M2:3659 وین مراعاتش یکی صفع دگروین ز صفع آشکارا سختتر
- M2:3660 میستودندش به تسخر کای بزرگدر فلان اقلیمِ بس هول و سترگ
- M2:3661 در فلان بیشه درختی هست سبزبس بلند و پهن و هر شاخیش گبز
- M2:3662 قاصد شه بسته در جستن کمرمیشنید از هر کسی نوعی خبر
- M2:3663 بس سیاحت کرد آنجا سالهامیفرستادش شهنشه مالها
- M2:3664 چون بسی دید اندر آن غربت تعبعاجز آمد آخر الامر از طلب
- M2:3665 هیچ از مقصود اثر پیدا نشدزان غرض غیر خبر پیدا نشد
- M2:3666 رشتهٔ اومید او بگسسته شدجستهٔ او عاقبت ناجسته شد
- M2:3667 کرد عزم بازگشتن سوی شاهاشک میبارید و میبُرید راه