خواندن› دفتر ۲› بخش ۶۶ → پیشین · پسین ←
بخش ۶۶ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را
پاسخ دوباره ابلیس به معاویه
- M2:2676 گفت ابلیسش گشای این عقد رامن محکم قلب را و نقد را
- M2:2677 امتحان شیر و کلبم کرد حقامتحان نقد و قلبم کرد حق
- M2:2678 قلب را من کی سیهرو کردهامصیرفیام قیمت او کردهام
- M2:2679 نیکوان را رهنمایی میکنمشاخههای خشک را بر میکنم
- M2:2680 این علفها مینهم از بهر چیستتا پدید آید که حیوان جنس کیست
- M2:2681 گرگ از آهو چو زاید کودکیهست در گرگیش و آهویی شکی
- M2:2682 تو گیاه و استخوان پیشش بریزتا کدامین سو کند او گام تیز
- M2:2683 گر به سوی استخوان آید سگستور گیا خواهد یقین آهو رگست
- M2:2684 قهر و لطفی جفت شد با همدگرزاد ازین هر دو جهانی خیر و شر
- M2:2685 تو گیاه و استخوان را عرضه کنقوت نفس و قوت جان را عرضه کن
- M2:2686 گر غذای نفس جوید ابترستور غذای روح خواهد سرورست
- M2:2687 گر کند او خدمت تن هست خرور رود در بحر جان یابد گهر
- M2:2688 گرچه این دو مختلف خیر و شرندلیک این هر دو به یک کار اندرند
- M2:2689 انبیا طاعات عرضه میکننددشمنان شهوات عرضه میکنند
- M2:2690 نیک را چون بد کنم یزدان نیمداعیم من خالق ایشان نیم
- M2:2691 خوب را من زشت سازم رب نهامزشت را و خوب را آیینهام
- M2:2692 سوخت هندو آینه از درد راکین سیهرو مینماید مرد را
- M2:2693 گفت آیینه گناه از من نبودجرم او را نه که روی من زدود
- M2:2694 او مرا غماز کرد و راستگوتا بگویم زشت کو و خوب کو
- M2:2695 من گواهم بر گوا زندان کجاستاهل زندان نیستم ایزد گواست
- M2:2696 هر کجا بینم نهال میوهدارتربیتها میکنم من دایهوار
- M2:2697 هر کجا بینم درخت تلخ و خشکمیبرم من تا رهد از پشک مشک
- M2:2698 خشک گوید باغبان را کای فتیمر مرا چه میبری سر بی خطا
- M2:2699 باغبان گوید خمش ای زشتخوبس نباشد خشکی تو جرم تو
- M2:2700 خشک گوید راستم من کژ نیمتو چرا بیجرم میبری پیم
- M2:2701 باغبان گوید اگر مسعودییکاشکی کژ بودیی تر بودیی
- M2:2702 جاذب آب حیاتی گشتییاندر آب زندگی آغشتیی
- M2:2703 تخم تو بد بوده است و اصل توبا درخت خوش نبوده وصل تو
- M2:2704 شاخ تلخ ار با خوشی وصلت کندآن خوشی اندر نهادش بر زند