خواندن دفتر ۲ بخش ۸۶ → پیشین · پسین ←

بخش ۸۶ - قصد کردن غزان بکشتن یک مردی تا آن دگر بترسد

قصد کردن غزان به کشتن مردی تا دیگری بترسد

  1. M2:3051 آن غزان ترک خون‌ریز آمدندبهر یغما بر دهی ناگه زدند
  2. M2:3052 دو کس از اعیان آن ده یافتنددر هلاک آن یکی بشتافتند
  3. M2:3053 دست بستندش که قربانش کنندگفت ای شاهان و ارکان بلند
  4. M2:3054 در چَه مرگم چرا می‌افکنیداز چه آخر تشنهٔ خون منید
  5. M2:3055 چیست حکمت چه غرض در کشتنمچون چنین درویشم و عریان‌تنم
  6. M2:3056 گفت تا هیبت برین یارت زندتا بترسد او و زر پیدا کند
  7. M2:3057 گفت آخر او ز من مسکین‌ترستگفت قاصد کرده است او را زرست
  8. M2:3058 گفت چون وهمست ما هر دو یکیمدر مقام احتمال و در شکیم
  9. M2:3059 خود ورا بکشید اول ای شهانتا بترسم من دهم زر را نشان
  10. M2:3060 پس کرمهای الهی بین که ماآمدیم آخر زمان در انتها
  11. M2:3061 آخرین قرنها پیش از قروندر حدیثست آخرون السابقون
  12. M2:3062 تا هلاک قوم نوح و قوم هودعارض رحمت بجان ما نمود
  13. M2:3063 کشت ایشان را که ما ترسیم ازوور خود این بر عکس کردی وای تو